تفکر مثبت

تفكر مثبت:

 

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اين خود ما هستيم كه از طريق بسياري از اعمالي كه انجام مي دهيم يا انديشه هايي كه مي كنيم و حرف هايي كه بر زبان مي آوريم ، مجازاتها و تنبيهات خود را تعيين و مشخص مي كنيم. يعني اگر تفكرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي كنيم و اگر تفكرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود در ژيرامونمان را جذب مي كنيم.راستي انرژي مثبت چيست؟

انرژي مثبت اساساً همان چيزي است كه در ذهن خود تصوري درست از آن داريم؛ يعني همان نور- خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - اميدواري و...

و به همان اندازه انرژي منفي همان چيزي است كه در ذهن خود تصويري درست از آن نداريم؛ تاريكي و ظلمت ونفرت(كه مهمترين سلاح براي شيطان به شمار مي رود) بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه  .

اين دو انرژي مثبت و منفي در  مخالفت از همديگر فعاليت مي كنند و ضد يكديگر و زماني ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند. هر چيز مثبت ، مثبت خود را جذب مي كند و هر چيز منفي ، منفي خود را . نور در جستجوي نور است و ظلمت شيفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت يا كاملاً منفي بشويم كم كم به سراغ اشخاص مي رويم و جذب مي شويم كه مانند خود ما هستند. اما نبايد فراموش كرد كه ما خود مثبت و يا منفي را انتخاب مي كنيم . صرفاً با تفكر انديشه هاي مثبت و بيان مطالب خوب و مثبت قادر مي شويم انرژي مثبت را به خود جذب كنيم . زيرا انسان با بيان مطالبي ، قادر است ميدان انرژي اطراف بدنش را تحت تأثير قرار دهد . زيرا قدرتي عظيم در افكار و انديشه هاي ما نهفته است و اين خود ما هستيم كه محيط اطرافمان را با افكاري كه در ذهن داريم ، مي آفرينيم .

روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما (منفي) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان كه مانند كشت گياهان است و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.

حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.

 

بر گرفته از : در آغوش نور « بتی جین ایدی »

زهره كوليوند

مدیریت زمان یا نه گفتن به دوستان

 

مدیریت زمان:

 

درمقابل اتلاف وقت برای دیگران٬ تحت رودرباسی که با آنها داریم٬ نه گفتن را بیاموزیم.

دراین متن برآنیم٬تاحدی در مورد مدیریت زمان واینکه ما چگونه بیشتر اوقات٬ زمان وانرژی مان را صرف فعالیتهایی میکنیم که پاسخ خواسته های خودمان نیست٬ صحبت کنیم٬ به بیان ساده تر چرا بیشتر اوقات تحت فشار رودرباسی قرار میگیریم؟

وقتی شما احتیاجات٬خواسته ها و ارزش های مورد قبول خود تان را کشف کردید وبه احساس جهت گیری روشن تری رسیدید٬ متوجه می شوید که چه مقدار زیادی از اوقات هر روزه را به برآوردن خواسته ها ونیازهای دیگران گذرانیده اید وبیشترآن فعالیت ها هیچ ارتباطی به نیازها وخواسته های خودتان نداشته است.

برای بعضی ها این حقیقت تا حد بالای هشتاد درصد می رسد وبعضی خانمهای خانه دار وقتی کشف می کنند که صد درصد وقتشان به این ترتیب می گذرد٬ شوکه می شوند.

چرا اجازه می دهیم به این طریق بر زندگی ماحکومت شود؟ چرا ما دراین همه موارد درعین حال که می خواهیم بگوئیم نه٬ میگوئیم بله؟

در سرتاسر تاریخ تجربه اجتماعی شهری٬ انسانها بین برآوردن نیازهای شخصی خودشان ونیازهای جامعه کشمکش داشته اند. هرکدام از ما شخصی هستیم با یک زندگی درونی که یگانه و مخصوص خودمان است.٬ درعین حال هرکدام از ما یکی از قسمت هایی هستیم که به کل اضافه شده﴿وباآن هماهنگ می شویم﴾ ٬ کلی به نام جامعه یا سیستم اجتماعی که درآن زندگی می کنیم. واضح است که اگر ما درمیان یک سیستم زندگی می کنیم و ازآن بهره می گیریم٬ به آن سیستم چیزی مدیون هستیم. اما چقدر؟ چگونه می توانیم کشمکش های بین خواسته هاو نیازهای آن سیستم را با خواسته ها ونیازهای خودمان حل کنیم؟

وقتی کسی از شما می خواهد کاری را انجام دهید که ترجیح می دهید انجام ندهید٬ ممکن است اجبار زیادی حس کنید که بگوئید نه.

نیروهای زیادی درکارند که ما را وادار کنند احساس کنیم قیمت«نه» گفتن واقعی یا تصوری خیلی بالاست. دراینجا بعضی از دلایل اینکه چرا«بله» می گوئیم درصورتی که باید «نه» بگوئیم را می آوریم.

عامل تعجب یکی از عوامل اصلی«بله» گفتن در زمانی است که ترجیح می دهید« نه» بگوئید٬ وحتی مطمئن نیستید می خواهید چه کار کنید﴿چون آمادگی ندارید یا مطمئن نیستید﴾ می گوئید «بله» بدون اینکه واقعا" به خواسته خودتان توجه کنید واین کار اغلب باعث می شود شما رنجیده وعصبانی شوید ونسبت به شخص دیگراحساس عصبانیت ورنجش پیدا کنید.

به خواهش های معمولی زیرتوجه کنید:

میشه دوربین فیلمبرداری ات را به من قرض بدهی؟

می توانیم ما امشب برای چند دقیقه پیش شما بیا ئیم؟

میشه امروز بعدازظهر از بچه های من مواظبت کنی؟

میشه این تعطیلات آخرهفته که ما به مسافرت می رویم٬ گلدانهای ماراآب بدهی؟

فقط به این دلیل که کسی از شما چیزی خواسته لازم نیست که شما فورا" جواب مثبت بدهید. به جای اینکه ناخودآگاه بگوئید «بله» یا«نه» جواب کامل تر ممکن است چنین باشد:

لازمه درباره اش فکرکنم . بگذارید چند دقیقه دیگر به شما زنگ می زنم. دوست دارم این موضوع را با خانواده ام در میان بگذارم. به محض اینکه بتوانم به شما خبر می دهم.

این کار به شما وقت میدهد بدون احساس فشاربرای تمکین کردن٬ فکرکنید وتصمیم بگیرید٬ بعد وقتی تصمیم گرفتید به خواهش دیگری احترام بگذارید﴿یانه﴾٬ می دانید این کار را ازطریقی مسئولانه و خود رهبرانه انجام داده اید٬ می توانید ازتصمیم خودتان وآن شخص دیگر احساس رضایت داشته باشید.

چند تا از دلایل دیگر«بله» گفتن به خواهش دیگران عبارتند از: عدم میل به رنجاندن آن ها- وظیفه- ٬سازش با انتظارات فرهنگی- تطبیق-٬ اینکه آنها می توانند برای ما به عنوان افراد یا اعضای جامعه کار مثبتی انجام دهند. در مواقع دیگر ممکن است ما را به سوی یک موضع غیر قاطع برانند تا آنجا که حق پیش قدمی و احساس کنترل شخصی را ازدست بدهیم. بهانهٴآن اینست که می خواهیم بعنوان یک آدم خوب شناخته شویم: کسی که به دیگران اهمیت می دهد٬ کسی که مشتاق کمک رسانی است. واگر توجه شما به دیگران قلبی است٬ می تواند یک انگیزهٴقوی برای پاسخ به خواهش ها وتوقعاتی باشد که سرراه شما قرار می گیرد.اما به خاطر داشته باشید که شما حق دارید مواظب نیازهای خودتان هم باشید. انتخابهایی بکنید وتصمیماتی بگیرید که به زندگی شما معنی و رضایت می دهد. چیزی که می خواهید بیش همه درنظر داشته باشید رسیدن به یک تعادل بین استقلال وهمبستگی است.

در ادامهٴبحث فنون «نه» گفتن را می آموزیم:

هر پیام منفی شامل دو سمت است:

الف- حرف دل شما که نه است٬مثل: نه نمی خواهم بکنم- تصمیم گرفته ام نکنم و...

ب- دلیل «نه» گفتن

قسمت دوم جواب شما٬ دلیل«نه» گفتنتان را بیان می کند. همیشه لازم نیست برای هر تصمیمی که درمقابل خواهشی می گیرید٬ دلیلی بیاورید. گفتن نه بصورت مسئولانه کافی است٬ مخصوصا" اگر شما شخص دیگر را خیلی خوب نشناسید. اما در بیشتر مواقع بهتر است تصمیم شما با دلایل آن بیان شود تا شخص دیگر احساس نکند شما پررو یا بی ملاحظه یا مهاجم هستید و بفهمد آگاهانه می خواهید به یک نیاز لازم دیگر خودتان پاسخ گوئید. بعنوان نمونه یک جواب کامل در مقابل خواهش دیگران این خواهد بود: «انتخاب من عدم پذیرش خواهش شماست٬ ولی به رابطه مان احترام می گذارم ومطمئن هستم شما به دلایل تصمیم گیری من احترام می گذارید»

همچنین بیان دلایل تصمیم هایتان به شما کمک می کند تصمیمتان را روشن و قاطع بیان کنید که تاٴکیدی بر خود آگاهیتان است.

در این جا نمونه پیام های نه٬ که شما می توانید در مقابل خواهش های غیرقابل پذیرش بگوئید٬ می آوریم:

- نه٬ من الان واقعا" نمی خواهم پول قرض بدهم٬ چون برای چیزی در زندگی خودم به آن احتیاج دارم.

نه٬ انتخاب فعلی من اینست که چند وقتی در هیچ جلسه ای شرکت نکنم٬ چون یک طرح واقعا"مهم در دست دارم که می خواهم تمام توجه ام را به آن بدهم.

- نه٬ تصمیم گرفته ام هفتهٴدیگر با تو به خرید نیایم٬ دوست دارم کمی از وقتم را هم با خانواده ام بگذرانم.

- نه٬ نمی خواهم امروزبا تو برای خوردن نهار بیرون بیایم. دارم سعی می کنم رژیم بگیرم ٬ وقتی به رستوران می روم بیش از حد  وسوسه می شوم.

در بیشتر مواقع چنین پاسخ های روشن وکامل٬ بادرک وقبول و حتی  راحتی مواجه می شوند. بیشتر مردم به

شما برای صداقتتان با آنها بییشتر احترام می گذارند. از آن مهمتر برای اعتمادی که به آنها کرده اید که قدرت

شنیدن نه را دارند٬ از شما متشکر خواهند بود.البته همیشه هم با چنین رفتاری مواجه نمی شوید.

وقتی به دیگران« نه» می گوئید اگر قبلا" معمولا"به آنها«بله» می گفتید٬حتی اگراین« نه» را با مؤثرترین ودقیقترین روش ممکن ادا کنید٬ باز هم اتفاق می افتد که آن ها نوعی عکس العمل منفی بروز دهند.

به یاد داشته باشید که اگر متوجه شدید شخص دیگر درمورد آنچه گفته اید مسئله ای دارد٬ فورا" دنده" را عوض کنید وبه گوش دادن فعال بپردازید.

به این مثال توجه کنید:

همکارم اغلب می خواهد وقتی منشی ازاداره بیرون رفته کارهای ماشین شدنی اش انجام شود. او مرتبا"ازمن می خواهد که در این مورد به او کمک کنم ومن هم همیشه این کار را کرده ام. اخیرا" تصمیم گرفته ام دیگراین کار اضافی را به عهده نگیرم.

مکالمه به این ترتیب جریان یافته:

همکارم: ممکنه این نامه را برای من ماشین کنی؟ منشی٬الان دراداره نیست.

من: نه٬ من تصمیم گرفته ام که دیگر این کار ماشین کردن را برای تو انجام ندهم. این کار من نیست.

همکارم: امروز چت شده؟ تو که همیشه این کار را می کردی؟

من: از حرفی که زدم ناراحت شدی؟؟﴿ تعویض دنده با گوش دادن فعال﴾

همکارم: بله- من فکر می کردم باهم دوست هستیم و تو دوست داری به من در این مورد کمک کنی.

من: نه گفتن من باعث می شود که تو در روابطمان به شک بیافتی وفکر کنی من تا به حال تظاهرمی کردم؟؟

﴿ گوش دادن فعال﴾.

همکارم: بله.

من: نه٬ اینطور نیست. من هنوز هم دوست تو هستم وهنوز می خواهم به دوسستیم با تو ادامه دهم. فقط نمی خواهم

کاری را انجام دهم که برایش پولی نمی گیرم.

نکتهٴآخر اینکه به خاطر داشته باشید که مهمترین چیزی که باید مورد توجهتان باشد اینست که بین اهمیتی که

برای خودتان قائل هستید و اهمیتی که برای دیگران قائلید٬ تعادل برقرارکنید.

 

زهرا صادقی

برگرفته ازکتاب بهترین باش نوشته الینورتر- توماس گوردون- لینداآدامز

مدیریت بازاریابی جهانی

 

مدیریت بازاریابی جهانی

 

ما در بازار جهانی واحدی زندگی می کنیم . شما هنگام مطالعه ی این مطالب ممکن است روی یک صندلی برزیلی و یا کنار میز تحریری که از دانمارک وارد شده است نشسته باشید . رایانه ی روی میز شما ممکن است ساخت تایوان باشد یا اینکه توسط شرکت دیگری در ایرلند تولید شده باشد . کفش شما ممکن است ساخت ایتالیا و قهوه ای که می نوشید محصول آمریکای لاتین یا آفریقا باشد . بلوزی که بر تن دارید ممکن است آخرین طرح تولیدی شرکت "بنتون" ایتالیا باشد . راستی ساعت چند است ؟ میتوانید بگویید ساعت شما ساخت چه کشوری است؟ ممکن است ساخت ژاپن٬ سنگاپور و یا سوییس باشد . به هزاره ی جدید خوش آمدید . رٶیاهای دیروز بازاریابی امروز به حقیقت پیوست وما شاهد پدیدار شدن یک بازار واحد جهانی هستیم.

درطول 150 سال گذشته تغییرات عظیم محیطی بر روی مردم وصنایع جهان تاٴثیرگذاشته است . قبل از سال 1840 میز تحریرهایی که دانشجویان از ان استفاده می کردند در همان محدوده ای که زندگی می کردند تولید می شد. بعضی از کشورها ( که مهمترین انها انگلیس بود ) از اواسط قرن نوزدهم به صورت گسترده ای در تجارت بین المللی فعالیت داشتند. با وجود این پس از جنگ جهانی دوم شرکتهایی که فقط نیاز مشتریان محلی را برآورده می کردند نیز وارد فعالیتهای جهانی شدند. دو دهه ی قبل واژه ای به نام بازاریابی جهانی وجود نداشت. امروزه شرکتها برای بهره برداری کامل از تواناییهای بالقوه ی تجاری خود بازاریابی جهانی را مورد توجه قرار داده اند. با این حال دلیل مهمتر که شرکتها را وادار می کند تا بازاریابی جهانی را مورد توجه قرار دهند بقاست. شرکتی که فاقد دیدگاه جهانی است کسب و کار داخلی خود را در برابر رقبایی که دارای هزینه های کمتر ،تجارت بیشتر و محصولات بهتر هستند به مخاطره می اندازد.

بازاریابی جهانی چیست؟ بازاریابی را می توان به عنوان مجموعه ای از فعالیت ها  تعریف کرد که منجر به

معامله ی بین یک فروشنده ویک خریدار جهت کسب سود متقابل میشود. فعالیتهای بازاریابی برروی تلاش سازمان جهت برآوردن نیازها وخواسته های مشتریان از طریق عرضه ی محصولات وخدماتی که دارای ارزش رقابتی هستند ٬ تمرکز می نماید. سازمانی که وارد فعالیتهای بازاریابی جهانی میشود ٬ منابع خود را درفرصت ها وتهدیدهای بازارهای جهانی متمرکزمی کند.

در طول سه دهه ی گذشته مفهوم بازاریابی تغییرات عمده ای کرده است. مفهوم قدیمی بازاریابی بر روی تولید کالا متمرکز بود وشرکتها تلاش خود را برای تولید محصولات بهترو بیشترمتمرکز می کردند. هدف شرکتها سودآوری بیشترووسیله ی نیل به آن فروش یا ترغیب مشتریان بالقوه برای خرید کالاهای شرکت بود. مفهوم جدید بازاریابی که از دهه ی 1960 مورد توجه قرار گرفت٬ تمرکزبازاریابی را از محصول به سوی مشتری تغییر داد. هدف شرکت باز هم سودآوری بیشتر بود٬ اما وسیله ی نیل به هدف توسعه یافت.

مدیریت بازاریابی جهانی چیست؟ مدیریت بازاریابی فرآیند تمرکز منابع واهداف سازمان برروی نیازها و فرصتهای محیطی است. آمیخته ی بازاریابی یا« چهارp» ﴿ plce ٬promotion ٬price ٬product﴾ یعنی محصول٬قیمت٬فعالیتهای تشویقی و ترغیبی و مکان﴿ کانال توزیع﴾ از ابزارهای عمده ی مدیران بازاریابی

معاصرمیباشد. بنابراین بطورکلی بازاریابی جهانی٬ مجموعه ای ازمفاهیم٬ابزارها٬تئوریها٬عملیات٬روشهاوتجارب است که اخیرا″اصول آن شامل موارد زیر میباشد:

1 ایجاد ارزش برای مشتریان و معامله ی ارزش

2 ایجاد مزیت رقابتی

3 تمرکزبرنیازها و خواسته های مشتریان

                                                                                                       

                                                                                                وارن جی. کیگان

                                                                                    استخراج: محمد رضا احمدی پور

                   

 

موفقیت

نكاتي درباره موفقيت:

 

  1. موفقيت افراد بيش از آنكه به ميزان هوش آنها بستگي داشته باشد به ميزان اشخاص بستگي دارد.
  2. همه ما بيش از آنكه متوجه خود باشيم محصول تفكرات پيرامون خويش هستيم پس بايد اين تفكرات را تقويت كنيم.
  3. امرسون مي گويد : مردان بزرگ كساني هستند كه مي دانند انديشه ها بر جهان حكم مي رانند.
  4. ميلتون در بهشت گمشده مي گويد : ذهن بر تخت خود نشسته است و مي تواند درون خود بهشتي از جهنم و جهنمي از بهشت بر پا كند.
  5. كساني كه خود را در رده دوم مي بينند ، زندگي و كارهايشان هم در رده دوم باقي مي ماند.
  6. نگذاريد فكرتان عليه شما به كار افتد ، در عوض كوشش كنيد كه آنرا به خدمت بگيريد.
  7. اولين رمز موفقيت ايمان و اعتقاد به تواناييهاي خويش است.
  8. افراد موفق آدمهاي معمولي هستند كه از اعتماد به نفس و ايمان بيشتري برخوردارند.
  9. پايداري و پشتكار95% از توانايي را تشكيل مي دهد
  10. از انيشتين پرسيدند : يك مايل چند فوت است؟ پاسخ داد :چرا بايد مغزم را از اطلاعاتي پر كنم كه مي توان در عرض دو دقيقه از هر كتاب مرجعي يافت. پس اطلاعات بهينه و به جا را در فكر خود جايگزين اطلاعات بيهوده سازيد.
  11. ذهن انسان براي فكر كردن است نه براي انبار كردن اطلاعات.
  12. اقدام ترس را از ميان بر مي دارد.
  13. براي موفقيت و نفوذ بهتر به ميان ديگران اقدامات زير را در زندگي روزمره به كار گيريد:

·        هميشه در رديف هاي جلو بنشينيد.

·        مستقيماً به چشم ديگران نگاه كنيد.

·        بلند و قاطع سخن بگوييد.

·        خنده رو باشيد.

·        انعطاف پذير باشيد.

14. براي نفوذ بر قلب هاي افراد نكات زير را به كار گيريد:

·        افراد در هر سني كه باشند تشنه تعريفند.

·        در تعريف از ديگران زياده روي و مبالغه ننماييد.

·        خودتان را آنگونه كه هستيد بنگريد و ديگران را آنگونه كه بايد باشند بنگريد.

 15. وقتي كه فكر كنيد چيزي غير ممكن است فكرتان در پي آنست كه دلايلي بيابد كه اين مطلب را اثبات كند ، ولي هنگامي كه ايمان داشته باشيد ، ايماني حقيقتي انكار نشدني است ، فكرتان راه هاي انجام آن كار را مي يابد.

 16. وقتي كاري را شروع مي كنيد ، زياد مهم نيست كه از آن چه ميدانيد ، مهم اين است كه وقتي كارتان را شروع مي كنيد ، چه چيزهايي ياد مي گيريد و چه طور از آنها استفاده مي نماييد.

 17. انسان هاي بزرگ گوش كردن را به انحصار خود در مي آورند.

 18. انسان هاي كوچك حرف زدن را به انحصار خود در مي آورند.

19 . رهبران بزرگ بيشتر وقت خود را صرف نصصيحت شدن مي گذرانند تا نصيحت كردن.

20. براي به حركت در آوردن ديگران اول بايد خودتان را به حركت در آوريد.

21. براي موفق بودن بايد احساس ارزشمند بودن كنيد.

22. نكات مهم زير را براي موفق شدن به كار ببنديد:

·        قدر داني و تشكر را از ياد نبريد.

·        تعريف و تجيد از ديگران را از ياد نبريد.

·        افراد را محترمانه مورد خطاب قرار دهيد.

·        افتخارات را در انحصار خويش قرار ندهيد.

23. موفقيت هر شخص به حمايت ديگران بستگي دارد.

24. در حد اقل 90% عامل محبوبيت ، به مراتب بيشتر از مهارت مد نظراست.

ده عامل موفقيت از نظر ليندون جانسون رئيس جمهور پيشين امريكا:

  1. سعي كن اسامي افراد را به خاطر بسپاري . بي مبادلاتي در اين كار ممكن است نشانه بي علاقگي نسبت به آنها باشد.
  2. فرد راحتي باش تا هيچكس به معاشرت با تو احساس ناراحتي و اجبار نكند.
  3. اين احساس را به خود تقويت كن كه "هر چه پيش آيد خوش آيد" در اين صورت هيچ چيز نمي تواند آرامش تو را به هم بزند.
  4. خودپرست نباش و بيهوده تظاهر نكن كه همه چيز را مي داني.
  5. خصوصياتي در خود پرورش بده كه جالب توجه باشند و باعث شوند مردم به اثر معاشرت با تو به برداشتهاي ارزشمندي برسند.
  6. شخصيت خود را زير ذره بين ببر تا بتواني عوامل ناهنجار را از آن خارج كني.
  7. آنقدر دوست داشتن مردم را تمرين كن كه اين كار براي تو يك عادت شود.
  8. هميشه از فرصتهايي كه براي تبريك گفتن به افراد،اظهار همدردي در غمها و ناكامي هايشان پيش مي آيد استفاده كن.
  9. به مردم قدرت روحي بده تا محبت بي رياي خودشان را نثار توكنند.

 

كيوان ملكي

 

پیوستن به تجارت جهانی

پیوستن به سازمان تجارت جهانی : فرصت یا تهدید

در سالهاي اخير علي رغم وجود موانع سياسي براي پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني، بسياري از توليدكنندگان داخلي در شرايطــــي سخت به كسب و كار خود پرداخته اند. حال كه به طور رسمي تقاضاي پيوستن ايران، موردپذيرش قرار گرفته است، هرچند تا عقد قرارداد و عضويت رسمي راه درازي در پيش است ولي عواقب اين عضويت قابل تأمل است. با گسترش پيمانهاي منطقه اي و بين المللي و پيوستن عملي كشور به آنها و امضاي تفاهم نامه هاي تجاري اثرات كاركردن در فضاي باز اقتصـــــادي را جدي تر نشان مي دهد.

اين پيمانها با سرعتي فزاينده يكي پس از ديگري از راه مي رسد و بنگاههاي ما را در معرض تهــــديدها و فرصتهاي جدي قرار مي دهند. گرچه، اين روند طوري است كه تهديدها زودتر خود را نشان خواهد داد ولي از هر تهديدي كه بشود بنگاه را ايمن كرد به اين معني است كه فرصتي براي رشد آفريده ايم. نبايد فراموش كرد كه اگر اين فرصتها مورداستفاده قرار نگيرند تبديل به تهديد خواهند شد.

آنچه تاكنون در كشور اتفاق افتاده در سايه تشويقهاي مادي و غيرمادي دولت رخ داده و صادرات نسبت به گذشته رونق نسبي يافته است. اما دو مسئله توجه منتقدان را به خود جلب كرده است: اول فروش در خارج كشور به قيمت پايين تر از بازار داخلي و دوم صادرات موجي است. اكثر كالاهاي ايراني در هر بازار فقط يك بار قابليت فروش دارد و بار بعدي بايد سراغ بازار ديگري رفت يا به عبارت ديگر، بنگاهها كمتر توفيق آن را يافته اند كه بازاري را از آن خود كنند يا حداقل سهمي از بازاري را به دست آورده و به مرور آن را توسعه دهند. صادرات امري پسنديده و اجتناب ناپذير است ولي اين نوع صادركردن خطرناكتر از صادرنكردن است.
براي استفاده از فرصتهاي حاصل از پيوستن به سازمان تجارت جهاني رعايت دو موضوع الزامي است: اول صيانت از بازار داخلي، دوم حضور مطمئن در بازار خارجي است كه پيش نياز هر دو، قبل از هر چيز ديگر كيفيت و قيمت كالاست. چطور ممكن است كسي در خانه خود نتواند در برابر رقيب مقاومت كند ولي بيرون از خانه موفق به اين كار گردد؟

تاكنون فرصتهاي قابل توجهي را از دست داده ايم و بدتر از همه اينكه كالاهاي داخلي را با مارك خــارجي به فروش مي رسانيم كه ادامه اين روند منافع ملي را تضمين نمي كند.

هريسون ودزورث(HORRISON VADSWORTH) در كتاب روشهاي مدرن براي كنترل كيفي و بهبود از انتشارات جان ويلي چاپ سال 2002 مـــــي گويد: كنترل كيفي به عنوان يك استراتژي مي تواند كيفيت، قيمت، ارسال و فروش را بهتر كرده و به سمت توفيق اقتصادي هدايت كند و استفان كاوي آن را ابزاري براي توسعه ملتها مي داند.

پس خريدار داخلي هم، مشتري است و نياز اوليه او كيفيت و قيمت است. گرچه در ديدگاه صاحب نظران امروزي كيفيت از اصل رقابتي متمايزكننده فراتر رفته و به شرط اصلي كالا تبديل شده است. حداقل به عنوان يك اصل رقابتي در بنگاههاي داخلي صداي مشتريان شنيده شود تا مترصد پيوستن به توليدكنندگان خارجي نباشند. علاوه بر آن، حضور در بازار خارجي و تثبيت موقعيتي هرچند ناچيز در بازارهاي هدف، كه آگاهانه انتخاب شده باشند ضامن بقاي بنگاه در بازار داخلي است. بدين ترتيب داشتن سهم قوي و مطمئن داخلي همراه با حضور نسبتاً ايمن (نه گذرا) در بازار خارجي لازم و ملزوم يكديگرند و مي توانند امكان استفاده از فرصتهاي ناشي از عضويت در سازمان تجارت جهاني از يك طرف و مقاومت در برابر تهديدات آن از طرف ديگر را به ارمغان آورد.

منبع : ماهنامه مدیریتی تدبیر

استخراج و ویرایش : امین کرمی متین