خلاقیت ایرانی/به دنبال ساده ترین راه حل باشید

داستانی که در زیر نقل می‌شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد: «ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه»لطفا ادامه را در "ادامه مطلب" مشاهده کنید.!
ادامه نوشته

راه حل خروج از بحران های جهانی

روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد.يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.مرد اول به دومي گفت : قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم...
و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !

شاخص اقتصادی از دید شاه عباس

شاه عباس از وزير خود پرسيد: "امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"
وزير گفت: "الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"
شاه عباس گفت: "نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه‌دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."

فرآیند نظارت بر کارکنان/طراحی سیستم

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.لطفا ادامه متن را مشاهده نمایید.

ادامه نوشته

حکایتی در آینده نگری

در یک روز سرد و مرطوب، حلزونی از درخت گیلاسی بالا می رفت. پرندگانی که روی درخت مجاور نشسته بودند او را به استهزا گرفتند. یکی از آنها با صدای بلند گفت: ای حیوان زبان بسته کجا می روی؟ دیگری فریاد زد: چرا از آن درخت بالا می روی؟ و بعد همهمه ای شد و هر یک از پرندگان شروع کردند به مسخره کردن حلزون! و همه به اتفاق نظر گفتند مطمئن باش که آن بالا خبری از گیلاس نیست. حلزون با آرامش پاسخ داد: زمانی که من به بالای درخت برسم، چندتایی گیلاس پیدا خواهد شد. چینی ها ضرب المثل جالبی دارند که می گوید: فقیر از لقمه ای به لقمه ای دیگر فکر می کند، و کارگر از روزی به روز دیگر، کارمند از سالی به سال دیگر می اندیشد و فرمانروا به ۱۰ سال بعد، ولی امپراطور به یک قرن آینده می اندیشد!

چرا بعضی از مدیران قدردان زحمت کارکنانشان نیستند؟!

در این مقاله سعی بر این است که به زبان حکایت(روش مورد علاقه من) درس آموزنده ای را در رابطه با قدر دانی از زحمات کارکنان و بررسی یکی از دلایل عدم توجه مدیریت سازمان به پیاده نظامش ( که البته دقیقا نمیدانم ریشه ی آورده شده در زیر با چه ضریبی در مدیران فعال و موثر است) آورده شده. این پیام نه تنها برای بچه هایمان(البته من هنوز ازدواج نکرده ام! این جمله از مقاله آورده شده اقتباس شده ! ) بلکه برای همه ما که در این جامعه امروزی زندگی می کنیم موثر می باشد. (لطفا ادامه مطلب را مشاهده نمایید)

ادامه نوشته

یک درس باستانی بازاریابی که منجر به خلق ضرب المثل شد

وقتی ناصر الدین شاه دستگاه تلگراف را به ایران آورد و در تهران نخستین تلگرافخانه افتتاح شد. مردم به این دستگاه تازه بی اعتماد بودند، برای همین، سلطان صاحبقران اجازه داد که مردم یکی-دو روزی پیام های خود را رایگان به شهر های دیگر بفرستند. وزیر تلگراف استدلال کرده بود که ایرانی ها ضرب المثلی دارند که می گوید "مفت باشد. کوفت باشد". یعنی هر چه که مفت باشد مردم از آن استقبال می کنند. همین طور هم شد. مردم کم کم و با ترس برای فرستادن پیام هایشان راهی تلگرافخانه شدند. دولت وقت، چند روزی را به این منوال گذراند و وقتی که تلگرافخانه جا افتاد و دیگر کسی تلگرافخانه را به شعبده و جادو مرتبط نکرد مخبر الدوله دستور داد بر سردر تلگرافخانه نوشتند:
"از امروز حرف مفت قبول نمی شود."
می گویند "حرف مفت" از آن زمان به زبان فارسی راه پیدا کرد.