پنج توانمندي لازم در گستره كار رهبري

پنج توانمندي لازم در گستره كار رهبري

اين روزها اداره كردن سازمان هايي كه هم مسوول باشند و هم سودآور، كاري است دشوار. ما در دوراني زندگي مي كنيم كه سرشار از پيچيدگي و آشفتگي و آكنده از پيــشرفت هاي جهش آسـاي فـن آوري و سرشار از رقابت بين الملـلي است. نيروي كار روز به روز متنوع تر مي شود و ديد ما نسبت به كار، دائـماُ دست خوش تغيير و دگرگـوني مي شود. مشتريان توقع دارند كالاها و خدماتي كه به آن ها عرضه مي شـوند، بهتر، ارزان تر و سريع تر باشد. پس از برآوردن اين توقعات، باز تغييري ديگر از گوشه اي ديگر سر بر مي كشد و توجه همه را به خود جلب مي كند. همه مـا در عرصه اقتـصــادي جـديـدي كه ” دانايي “ نام دارد، فعاليت مي كنيم. در اين عرصه، انسان ها سرمايه معنوي محسوب مي شوند و پيشرفت امور منوط به آن ها است و تاوان سوء تدبير بسيار سنگين و گزاف است. در اين عرصه، سازمان هايي موفق مي شوند كه رهبران آن ها بتوانند اين سرمايه معنوي را بسيج كرده و گره از شايستـگي، آفرينندگي و تعـهد آن ها باز كنند .

مركز مديريت خلاق، در طي بيست سال كار با هزاران مدير از سـازمان هاي گوناگون، چند قابليـت و ظرفيـت را كه با رهبــري ثمربـخـش مرتبط است، مشخص كرده است. يكي از قديمي ترين آن ها، داشتن مهارت فني در اعلا درجه است يعني دانش اداره كسب و كار. اما ميزان مـاندگاري اين قابليت ها منـوط به ميـزان توانــايي كار بـا ديگران و غريزي بودن آن قابليت هاست. به عبارت ديگر، قابليت بايد ناشي از درك شخصي باشد.
اين قـابليت ها، كمتر قابل كمي شـدن هستنـد، قابليت هايي كه مثل چشـمه، زاينـده اند و بارها و بارها بروز مي كـنند و عامل اصـلي موفقيـت در رهبري فرهنگ هاي مختلف به شمار مي روند.


اين قابليت ها پنج خصيصه برجسته دارند :

1- خودآگاهي پيشرفته

شناخت تمامي توانايي ها و ناتوانايي هاي افراد و نحوه نفوذ آن ها در ديگران و نحوه پذيرفته شدن آن ها از سوي ديگران، كاري اسـت واجب. اثر اين كار مثل قرار دادن چند آينه در برابر فرد است تا هر طور كه ديگران او را مي بينند، خود را ببيند. آگاهي سبب مي شود تا رهبر، رفتارهايي را كه مانع اثربخشي مي شود، تغيير دهد و رفتارهايي را كه موجب بهبود اثربخشي مي شود، تقويت كند و براي رشد شخصي خود برنامه اي تهيه كند كه بتواند چند ماه يا چند سال دنبال شود. شرط نخست رهبري ثمربخش سازمان ها در دوران تحول و دگرگوني اين است كه رهبران ارشد ابتدا خود را متحول كنند. .

 

2- عادت به ترغيب بازخور

رهبران با تشويق ديگران، رؤسا، همكاران و زيردستان، به دادن بازخورهاي صحيح و سازنده، خودآگاهي را توسعه مي دهند. خودآگاهي مي تواند پايه تحول و عمل شخص باشد. اين نوع بازخور معمولا، و نه هميشه، از طريق ابزارهايي كه براي مقاصد خاص و با دقت ساخته مي شوند، به دست مي آيد. دادن و گرفتن بازخور، مهارتي است دشوار، به خصوص اگر بخواهيم به طور مفيد از آن اسـتفاده كنـيم. اما همان قدر كه اين كار دشـــوار است، ابــزاري است قوي براي كمك به كساني كه مي خواهند ظرفيت و توان رهبري را در خود تقويت كنند. زيرا گرفتن بازخور صحيح سبب مي شود كه فرد به نقاط ضعف و قوت خود، كه چه بسا از وجود آن ها ناآگاه است، پي ببرد. اين توانايي ها و ناتواني ها بر بهره وري سازمان هاي تابعه، اثر خوب يا بد بر جا مي گذارند. بازخور نبايد محدود و منحصر به روابط دو جانبه شود، بلكه مي تواند به عنوان ابزاري با ارزش، رفتار گروهي و كار دسته جمعي را بهبود بخشد. رهبراني كه در استفاده وسيع از اين ابزار، ماهر باشند، مي توانند به افراد و گروه ها كمك كنند تا آن ها ظرفيت ها و توانايي هاي ناشـناخته خود را بشناسنـد و آنــچه از نظــر ايشـان دست يافتني نيسـت، ملمـوس و دست يافتني كنـنـد. اين گونـه رهبــران بين وضــع موجود و وضع مطـلوب پل مي زننــد. اين هنـــر بسيــار نـــادر و كمـياب است اما داشتـن آن، نشــانه رهبـران و سازمان هاي موفق آينده است.

3- عطش يادگيري

استقبال از دانش جديد و اشتياق به تغيير رفتارها و ديدگاه ها بسـيار اهميت دارد. پژوهش هاي ما نـشان مي دهد كه بهترين آموزگار، تجربيات حين كار است. مسئله مهم، يادگيري روش استفاده هميشگي از اين تجارب و تغـيير رفتارها به اقتضاي آن تجارب است. محيط هايي كه از نظر يادگيري غني هستند، فـضـايي امـن به وجـود مي آورنــد كه فـرد در آن احسـاس نشـــاط مي كند و مي تواند ايـده هاي جديد و رفتارهاي جديد را در آن فضا بيازمايد و مي تـواند با عينـكي جديد به امور نگاه كند، يا با همان عينك سابق، اما با ديدي متـفاوت به آن ها بنگرد. اين چشم اندازهاي جديد باعث مي شود كه رهبر از دل اوضـاع آشـفته و درهم، معانـي و مفاهيم روشـني را كشف كند. در اين حالت و به خـصوص اگر اين يافتـه ها با ديگران در ميان گذاشته شود، رهبري به مفهومي توانمند تبديل مي شود.

4- تلفيق كار و زندگي

رهبري و زنـدگاني با هم رابـطه نزديك دارند، به همين علت، رهبران لايق بايد از خود دركي قوي داشته باشند، نه اينكه خود را افرادي بدانند كه فقـط با موقعيت شغلي شنـاختــه مي شـونـد. امـروزه مـرزي مشخص بيـن كار و زندگي وجود ندارد. بايد بين نيازهاي اجتماعي و خانوادگي و نيازهاي شغلي، موازنه برقرار كرد و يا اگر بخواهيـم دقيقتر بگوييم بايد اين نيازها را با هم تلفيـق كرد. معنـاي تلفيق، كوتاه كردن سـاعات كار نيست، زيرا ايـن كار در نظـر خيـلي از رهبران، هدفي واقع بينانه نيست. ايجاد تعادل مستلزم آسودگي خاطر در تمامي اين زمينه هاست، زيرا همه اين موارد از چشمه ارزش هاي شخصي نشأت مي گيرند.

5- حرمت نهادن به تفاوت هاي ديگران

براي آن كه رهبر جهان شمول بتواند در محيط در حال تولد جهاني، سودمند واقع شود، بايد از تفــاوت هاي شديـد افـراد و اوضـاع، آگاه و در عيــن حال نسبت به آن ها حسـاس باشد. توجه داريد كه منظور، تفاوت هايي مهمتر از تفاوت هاي زباني، سنتي و فرهنگي است، گو اينكه حسـاس بـودن به اين تفــاوت ها نيز مهـم است. اما منظوراصلي، توانايي تركيب و تكميل ديدگاه هاي گوناگون و احترام به آراء و ارزش هاي افراد است. آن چه كه اهميت دارد، علاوه بر خود آگاهي، بازخور، يادگيري، تركيب كردن كار و زندگي و احترام به تفاوت هاي ديگران، فراهم آوردن فرصت بالنـدگي براي اين ظرفيت هاست و اين هدف از راه برنامه هاي آموزشي و كارورزي، مشاوره و رايزني و غني كردن مشاغل به طوري كه به رشد افراد بيانجامد تأمين مي شود. اين كارها بايد به صورت بخشي از فرهنگ سازمان در آيد. از دل اين گونه سازمان ها در آينده، نسلي نو از رهبران جهاني سر بر خواهد كشيد.

 

 

منابع :

سازمان فردا . اثري از : بنياد پيتر دراكر

صفت هاي بايسته يك رهبر . جان ماكسول

استخراج:عادله محجوب

 

‌‌تاثيرتجارت الكترونيك برمديريت توليد‌‌ ( قسمت دوم )

‌‌‌براي‌ اين‌ منظور داشتن‌ يك‌ چرخه‌ اطلاعاتي‌ صحيح، و با استفاده‌ از رايانه‌ و تجارت‌ الكترونيكي‌ الزامي‌ است. چنين‌ سيستم‌ گردش‌ اطلاعاتي‌ كه‌ برمبناي‌ تجارت‌ الكترونيك‌ پايه‌گذاري‌ مي‌شود، مزاياي‌ زير را براي‌ مديريت‌ توليد به‌دنبال‌ خواهد داشت:

1  - كاهش‌ اشتباهات‌ و افزايش‌ صحت‌ و دقت‌ داده‌هاي‌ دريافتي‌ و ارسالي‌

2  - افزايش‌ سرعت‌ انتقال‌ داده‌ها

3  - برنامه‌ريزي‌ تداركات‌ و كنترل‌ موجودي: برنامه‌ريزي‌ تداركات‌ و مباحث‌ كنترل‌ موجودي‌ كاملاً‌ بستگي‌ به‌ توان‌ توليدكنندگان‌ مواداوليه، فاصله‌ زماني‌ بين‌ تصميم‌ ما براي‌ خريد تا حصول‌ توافق‌ با فروشنده‌ها (يا توليدكنندگان) و فاصله‌ زماني‌ بين‌ زمان‌ توافق‌ و دريافت‌ كالا دارد. اين‌ دقيقاً‌ همان‌ موضوع‌ اصلي‌ در تجارت‌ الكترونيك‌ است.

4  - كاهش‌ ميزان‌ موجودي‌ انبار: تجارت‌ الكترونيك‌ باعث‌ كوتاه‌ شدن‌ زمان‌ موردنياز بين‌ سفارش‌ تا تحويل‌ كالا مي‌گردد. لذا ديگر نيازي‌ به‌ نگهداري‌ موجودي‌ مواداوليه‌ براي‌ مدت‌ طولاني‌ وجود نخواهد داشت. اين‌ كاهش‌ موجودي‌ مواد اوليه‌ باعث‌ آزادشدن‌ حجم‌ عظيمي‌ از سرمايه‌ خواهدشد.

5  - برنامه‌ريزي‌ توليد بطور كارآمدتر: دو عامل‌ قبلي‌ خود باعث‌ خواهند شد كه‌ كار برنامه‌ريزي‌ توليد به‌ ميزان‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ ساده‌تر گردد. با افزايش‌ سرعت‌ دريافت‌ اطلاعات، امكان‌ برنامه‌ريزي‌ توليد برمبناي‌ سفارشات‌ يا نياز بازار امكان‌پذير مي‌گردد.

6  - كاهش‌ زمان‌ تحويل‌ كالا: امروزه‌ بسياري‌ از شركتها فاصله‌ زماني‌ ميان‌ سفارش‌ تا تحويل‌ خود را به‌ ميزان‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ با استفاده‌ از تجارت‌ الكترونيك‌ كاهش‌ داده‌اند. به‌عنوان‌ مثال، شركت‌ سيگارسازي‌ آر.ج. رينولدز توانسته‌ فاصله‌ زماني‌ ميان‌ سفارش‌ تا تحويل‌ خود را از پنج‌ هفته‌ به‌ سه‌ روز كاهش‌ دهد. بسياري‌ از شركتها، ديگر از روشهايي‌ غير از تجارت‌ الكترونيك‌ سفارش‌ قبول‌ نمي‌كنند و بسياري‌ نيز داراي‌ دو نوع‌ زمان‌ تحويل‌ يا با روش‌ تجارت‌ الكترونيك‌ و يا روشهاي‌ سنتي‌ هستند. كه‌ البته‌ زمان‌ تحويل‌ براي‌ روشهايي‌ غير از تجارت‌ الكترونيك‌ به‌ مراتب‌ بيشتر است.

7  - كاهش‌ قيمت‌ تمام‌ شده: كاهش‌ زمان‌ تحويل‌ كالا، برنامه‌ريزي‌ توليد به‌طور ساده‌تر و كارآمدتر و قابل‌ اطمينان‌تر، عدم‌ ايجاد مشكلات‌ ناشي‌ از كمبود يا نبود مواداوليه‌ يا قطعات، كاهش‌ ميزان‌ موجودي‌ انبار مواداوليه‌ و محصول، افزايش‌ سرعت‌ انتقال‌ داده‌ها، كاهش‌ اشتباهات‌ و افزايش‌ صحت‌ و دقت‌ داده، عدم‌ دخالت‌ انسان‌ در ورود مجدد داده‌ها و كم‌شدن‌ ميزان‌ مصرف‌ كاغذ موجب‌ كاهش‌ هزينه‌هاي‌ تمام‌ شده‌ مي‌گردد كه‌ اين‌ موضوع‌ موجب‌ افزايش‌ توان‌ شركتها براي‌ رقابت‌ خواهدشد.

8  - نيل‌ به‌ سمت‌ توليد:JIT  اگر بخواهيم‌ مجموعه‌ كاربردهاي‌ فوق‌ را جمع‌بندي‌ كنيم، ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ مجموعه‌ فوق، عوامل‌ مختلفي‌ هستند كه‌ يا از پيش‌نيازهاي‌ پياده‌سازي‌ توليدJIT  و يا از نتايج‌ آن‌ خواهند بود. براي‌ تبديل‌ سيستم‌ توليد به‌JIT  ، هيچ‌ راهي‌ جز پياده‌سازي‌ تجارت‌ الكترونيك‌ در موسسه‌ نخواهيم‌ داشت. درواقع‌ هيچ‌ موسسه‌اي‌ نمي‌تواند يك‌ شبه‌ سيستم‌ توليد خود را تبديل‌ به‌JIT  كند. ابتدا بايد يك‌ سري‌ امكانات‌ اوليه‌ در داخل‌ و خارج‌ موسسه‌ (طرفهاي‌ تجاري‌ موسسه) به‌وجود آيد و سپس‌ تجارت‌ الكترونيك‌ در سطح‌ مبادله‌ الكترونيكي‌ اسناد اجرا گردد. با اجراي‌ مبادله‌ الكترونيكي‌ داده‌ها، امكان‌ توليدJIT  به‌وجود خواهد آمد. يكي‌ از اهداف‌ نهايي‌ پياده‌سازي‌ يك‌ سيستم‌ صحيح‌ تجارت‌ الكترونيك‌ همانا نيل‌ به‌ سمت‌ توليدي‌ است‌ كه‌ موجودي‌ انبار آن‌ صفر باشد و انبار محصولات‌ نيز نداشته‌ باشد و بتواند سفارشات‌ را به‌ سرعت‌ تحويل‌ دهد.

9  - كمك‌ در تعيين‌ استراتژي‌ توليد: اينكه‌ ما با چه‌ استراتژي‌ توليد خواهيم‌ كرد، كاملاً‌ بستگي‌ به‌ اين‌ دارد كه‌ ما چه‌ امكاناتي‌ داريم‌ و بازار ما چگونه‌ است‌ و تا چه‌ ميزان‌ تغييرات‌ در آن‌ سريع‌ خواهدبود و ما تا چه‌ حدي‌ مي‌توانيم‌ در محصولات‌ خود تغييرات‌ به‌وجود آوريم. اينكه‌ ما تا چه‌ اندازه‌ سريع‌ مي‌توانيم‌ در توليداتمان‌ تغيير ايجاد كنيم، بستگي‌ به‌ امكانات‌ ما در دستيابي‌ به‌ قطعات‌ و مواداوليه‌ جديد و مسائل‌ داخلي‌ توليدي‌ ما دارد. مسلح‌ شدن‌ به‌ تجارت‌ الكترونيك‌ با تغييرات‌ شگرفي‌ كه‌ در موسسه‌ ايجاد خواهدساخت، در تعيين‌ استراتژي‌ توليد ما موثر است.‌‌‌سخن‌ آخر اينكه‌ تجارت‌ الكترونيك‌ يك‌ ابزار در كنار ساير ابزارها و وسايل‌ نيست. تجارت‌ الكترونيك‌ يك‌ نگرش‌ و روش‌ جديد است. نگرش‌ تاكتيكي‌ به‌ تجارت‌ الكترونيك‌ بسيار خطرناك‌ است. بايد به‌ ديد استراتژيكي‌ به‌ آن‌ نگريست‌ و از آن‌ بهره‌ برد. تجارت‌ الكترونيك‌ كل‌ روشهاي‌ سنتي‌ را مورد تهاجم‌ قرار مي‌دهد و باعث‌ ايجاد تغييرات‌ شگرف‌ در سازمان‌ مي‌گردد. مديريت‌ توليد نيز به‌عنوان‌ يكي‌ از شاخه‌هاي‌ مديريت‌ نيز از اين‌ تغييرات‌ مصون‌ نخواهدماند. روشهاي‌ جديد توليد با كارايي‌ بالاتر و سهولت‌ بيشتر، كاهش‌ اشتباهات‌ و افزايش‌ صحت‌ و دقت‌ داده‌هاي‌ دريافتي‌ و ارسالي‌ برنامه‌ريزي‌ تداركات‌ و مواداوليه‌ و كنترل‌ موجودي‌ كاهش‌ ميزان‌ موجودي‌ انبار برنامه‌ريزي‌ توليد به‌طور ساده‌تر و كارآمدتر و قابل‌ اطمينان‌تر كاهش‌ زمان‌ تحويل‌ كالا كاهش‌ قيمت‌ تمام‌ شده‌ توليدJIT كمك‌ در تعيين‌ استراتژي‌ توليد از مهمترين‌ تاثيرهاي‌ تجارت‌ الكترونيك‌ بر مديريت‌ توليد خواهدبود.

‌‌‌سخن‌ آخر اينكه‌ تجارت‌ الكترونيك‌ يك‌ ابزار در كنار ساير ابزارها و وسايل‌ نيست. تجارت‌ الكترونيك‌ يك‌ نگرش‌ و روش‌ جديد است. نگرش‌ تاكتيكي‌ به‌ تجارت‌ الكترونيك‌ بسيار خطرناك‌ است. بايد به‌ ديد استراتژيكي‌ به‌ آن‌ نگريست‌ و از آن‌ بهره‌ برد. تجارت‌ الكترونيك‌ كل‌ روشهاي‌ سنتي‌ را مورد تهاجم‌ قرار مي‌دهد و باعث‌ ايجاد تغييرات‌ شگرف‌ در سازمان‌ مي‌گردد. مديريت‌ توليد نيز به‌عنوان‌ يكي‌ از شاخه‌هاي‌ مديريت‌ نيز از اين‌ تغييرات‌ مصون‌ نخواهدماند. روشهاي‌ جديد توليد با كارايي‌ بالاتر و سهولت‌ بيشتر، كاهش‌ اشتباهات‌ و افزايش‌ صحت‌ و دقت‌ داده‌هاي‌ دريافتي‌ و ارسالي‌ برنامه‌ريزي‌ تداركات‌ و مواداوليه‌ و كنترل‌ موجودي‌ كاهش‌ ميزان‌ موجودي‌ انبار برنامه‌ريزي‌ توليد به‌طور ساده‌تر و كارآمدتر و قابل‌ اطمينان‌تر كاهش‌ زمان‌ تحويل‌ كالا كاهش‌ قيمت‌ تمام‌ شده‌ توليدJIT  كمك‌ در تعيين‌ استراتژي‌ توليد از مهمترين‌ تاثيرهاي‌ تجارت‌ الكترونيك‌ بر مديريت‌ توليد خواهدبود .

 

منابع‌ و مأخذ:

1  - سيدمحمد قريشي‌نژاد، «بررسي‌ راهكارهاي‌ توسعه‌ عرصه‌ تجارت‌ الكترونيك‌ در كشور»، پايان‌نامه‌ كارشناسي‌ ارشد، دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ ايران، دانشكده‌ صنايع‌

99/2,99/1  - INTERNATIONAL TRADE FORUM 2

2- www.merx.cebra.com3

3- www.devbusiness.com4

استخراج : عادله محجوب

‌‌تاثيرتجارت الكترونيك برمديريت توليد‌‌ ( قسمت اول )

‌‌تاثيرتجارت الكترونيك برمديريت توليد‌‌

‌

مقدمه‌

 ‌با انقلاب‌ اطلاعاتي‌ در اواخر قرن‌ بيستم، شاهد تغييرات‌ عظيمي‌ در حجم، نوع، سرعت‌ و دامنه‌ فعاليتها بويژه‌ در جوامع‌ پيشرفته‌ صنعتي‌ و در كليه‌ زمينه‌ها (اعم‌ از علمي، فرهنگي، صنعتي‌ و كشاورزي‌ و غيره) هستيم. اين‌ انقلاب‌ نهايتاً‌ به‌ ظهور تجارت‌ الكترونيك‌ منجر گرديد. اين‌ مقاله‌ سعي‌ دارد كه‌ تاثير تجارت‌ الكترونيك‌ را بر مديريت‌ توليد بررسي‌ كند.‌‌‌قبل‌ از هر چيز لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از كاربردهاي‌ يك‌ اختراع‌ يا يك‌ صنعت‌ جديد بعد از ايجاد آن‌ روشن‌ مي‌شوند. ممكن‌ است‌ در آينده‌ با فراگيرتر شدن‌ اين‌ تكنولوژي، كاربردهاي‌ بيشتري‌ نيز براي‌ آن‌ پيدا شود. اصولاً‌ تجارت‌ الكترونيك‌ نوع‌ جديدي‌ از ارتباط‌ اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ چنانچه‌ با ديد مديريتي‌ و به‌طور صحيح‌ به‌ آن‌ نگريسته‌ شود، مي‌تواند نه‌ يك‌ ابزار، بلكه‌ يك‌ تحول‌ باشد كه‌ چهره‌ يك‌ بنگاه‌ را عوض‌ كند. اين‌ موضوع‌ شامل‌ مديريت‌ توليد نيز مي‌گردد.

‌‌‌قبل‌ از هر چيز لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از كاربردهاي‌ يك‌ اختراع‌ يا يك‌ صنعت‌ جديد بعد از ايجاد آن‌ روشن‌ مي‌شوند. ممكن‌ است‌ در آينده‌ با فراگيرتر شدن‌ اين‌ تكنولوژي، كاربردهاي‌ بيشتري‌ نيز براي‌ آن‌ پيدا شود. اصولاً‌ تجارت‌ الكترونيك‌ نوع‌ جديدي‌ از ارتباط‌ اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ چنانچه‌ با ديد مديريتي‌ و به‌طور صحيح‌ به‌ آن‌ نگريسته‌ شود، مي‌تواند نه‌ يك‌ ابزار، بلكه‌ يك‌ تحول‌ باشد كه‌ چهره‌ يك‌ بنگاه‌ را عوض‌ كند. اين‌ موضوع‌ شامل‌ مديريت‌ توليد نيز مي‌گردد.‌‌‌نتيجه‌ كار يك‌ مدير توليد، با توليد كالاي‌ داراي‌ كيفيت‌ موردنظر در زمان‌ موردنظر و با حداقل‌ هزينه‌ مشخص‌ مي‌شود. در اين‌ راستا مدير توليد بايد بتواند برنامه‌ريزي‌ صحيحي‌ براي‌ توليد داشته‌ باشد. براي‌ يك‌ برنامه‌ريزي‌ صحيح، شرط‌ اول‌ داشتن‌ اطلاعات‌ بدون‌ اشتباه‌ است. مدير توليد در كار برنامه‌ريزي‌ با دو دسته‌ موضوع‌ مواجه‌ است. يكي‌ موضوعهايي‌ كه‌ به‌ داخل‌ محل‌ توليد و ديگري‌ موضوعهايي‌ كه‌ به‌ خارج‌ از محل‌ توليد بازمي‌گردد. در رابطه‌ با اطلاعات‌ خارج‌ از محل، تجارت‌ الكترونيكي‌ مي‌تواند بهترين‌ بستر براي‌ سهولت‌ ارتباط‌ باشد. در ارتباطات‌ تجاري‌ سنتي‌ كه‌ برپايه‌ كاغذ قرار دارند، وارد كردن‌ مكرر يك‌ رشته‌ اطلاعات‌ يكسان‌ و واحد موجب‌ بروز مشكلاتي‌ مي‌گردد ولي‌ با مبادله‌ الكترونيكي‌ داده‌ها، اين‌ مشكلات‌ به‌ صورت‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ كاهش‌ مي‌يابند. يك‌ مدير توليد نياز دارد كه‌ بتواند براي‌ مواداوليه‌ و قطعات‌ موردنياز توليد، برنامه‌ريزي‌ صحيحي‌ داشته‌ باشد. ممكن‌ است‌ نبود يك‌ قطعه‌ كم‌ارزش، كل‌ خط‌ توليد را به‌ مخاطره‌ اندازد. چه‌ بسا خط‌ توليد به‌ سبب‌ ماندن‌ ماده‌ اوليه‌ در گمرك‌ و يا تعلل‌ توليدكننده‌ مدتها متوقف‌ بماند. تجارت‌ الكترونيك، مدير توليد و مدير تداركات‌ را قادر مي‌سازد كه‌ بتوانند با فروشندگان‌ قطعات‌ و مواد اوليه‌ و سازمانهاي‌ درگير، ارتباط‌ صحيح‌ برقرار كنند و از اين‌ راه‌ داده‌هاي‌ جامعي‌ دراختيار داشته‌ باشند. ازطرف‌ ديگر، نياز بازار و تقاضاي‌ خريد نيز بدون‌ كوچكترين‌ وقفه‌اي‌ به‌ مديريت‌ فروش‌ مي‌رسد و از آنجا نيز پس‌ از انجام‌ معامله‌ به‌ صورت‌ الكترونيكي، سريعاً‌ و بدون‌ هيچگونه‌ اتلاف‌ زماني‌ به‌ مدير توليد مي‌رسد. لذا مدير توليد و مدير برنامه‌ريزي‌ كليه‌ اطلاعات‌ محيط‌ بيروني‌ را در اختيار خواهند داشت‌ و همچنين‌ مي‌توانند ارتباطي‌ روان‌ با آن‌ محيط‌ برقرار سازند. به‌ اين‌ صورت، قسمت‌ بزرگي‌ از مشكلات‌ آنها حل‌ خواهدشد.

‌‌‌نتيجه‌ كار يك‌ مدير توليد، با توليد كالاي‌ داراي‌ كيفيت‌ موردنظر در زمان‌ موردنظر و با حداقل‌ هزينه‌ مشخص‌ مي‌شود. در اين‌ راستا مدير توليد بايد بتواند برنامه‌ريزي‌ صحيحي‌ براي‌ توليد داشته‌ باشد. براي‌ يك‌ برنامه‌ريزي‌ صحيح، شرط‌ اول‌ داشتن‌ اطلاعات‌ بدون‌ اشتباه‌ است. مدير توليد در كار برنامه‌ريزي‌ با دو دسته‌ موضوع‌ مواجه‌ است. يكي‌ موضوعهايي‌ كه‌ به‌ داخل‌ محل‌ توليد و ديگري‌ موضوعهايي‌ كه‌ به‌ خارج‌ از محل‌ توليد بازمي‌گردد. در رابطه‌ با اطلاعات‌ خارج‌ از محل، تجارت‌ الكترونيكي‌ مي‌تواند بهترين‌ بستر براي‌ سهولت‌ ارتباط‌ باشد. در ارتباطات‌ تجاري‌ سنتي‌ كه‌ برپايه‌ كاغذ قرار دارند، وارد كردن‌ مكرر يك‌ رشته‌ اطلاعات‌ يكسان‌ و واحد موجب‌ بروز مشكلاتي‌ مي‌گردد ولي‌ با مبادله‌ الكترونيكي‌ داده‌ها، اين‌ مشكلات‌ به‌ صورت‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ كاهش‌ مي‌يابند. يك‌ مدير توليد نياز دارد كه‌ بتواند براي‌ مواداوليه‌ و قطعات‌ موردنياز توليد، برنامه‌ريزي‌ صحيحي‌ داشته‌ باشد. ممكن‌ است‌ نبود يك‌ قطعه‌ كم‌ارزش، كل‌ خط‌ توليد را به‌ مخاطره‌ اندازد. چه‌ بسا خط‌ توليد به‌ سبب‌ ماندن‌ ماده‌ اوليه‌ در گمرك‌ و يا تعلل‌ توليدكننده‌ مدتها متوقف‌ بماند. تجارت‌ الكترونيك، مدير توليد و مدير تداركات‌ را قادر مي‌سازد كه‌ بتوانند با فروشندگان‌ قطعات‌ و مواد اوليه‌ و سازمانهاي‌ درگير، ارتباط‌ صحيح‌ برقرار كنند و از اين‌ راه‌ داده‌هاي‌ جامعي‌ دراختيار داشته‌ باشند. ازطرف‌ ديگر، نياز بازار و تقاضاي‌ خريد نيز بدون‌ كوچكترين‌ وقفه‌اي‌ به‌ مديريت‌ فروش‌ مي‌رسد و از آنجا نيز پس‌ از انجام‌ معامله‌ به‌ صورت‌ الكترونيكي، سريعاً‌ و بدون‌ هيچگونه‌ اتلاف‌ زماني‌ به‌ مدير توليد مي‌رسد. لذا مدير توليد و مدير برنامه‌ريزي‌ كليه‌ اطلاعات‌ محيط‌ بيروني‌ را در اختيار خواهند داشت‌ و همچنين‌ مي‌توانند ارتباطي‌ روان‌ با آن‌ محيط‌ برقرار سازند. به‌ اين‌ صورت، قسمت‌ بزرگي‌ از مشكلات‌ آنها حل‌ خواهدشد.‌‌‌نكته‌ ديگري‌ كه‌ بسيار حائزاهميت‌ است، روشهاي‌ نوين‌ در برقراري‌ ارتباطات‌ است‌ كه‌ قبلاً‌ به‌ هيچ‌ عنوان‌ امكان‌ تصور آنها نمي‌رفت. به‌ كمك‌ تجارت‌ الكترونيك، يك‌ مدير توليد اطلاعات‌ موردنياز خود را به‌ صورت‌ONLINE دراختيار خواهد داشت‌ و درنتيجه‌ مي‌تواند راجع‌ به‌ تعيين‌ استراتژي‌ توليد براي‌ آينده‌ و اصولاً‌ نحوه‌هاي‌ جديدتر توليد و ويژگيهايي‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ محصول‌ اضافه‌ كرد، فكر كند.

‌‌‌نكته‌ ديگري‌ كه‌ بسيار حائزاهميت‌ است، روشهاي‌ نوين‌ در برقراري‌ ارتباطات‌ است‌ كه‌ قبلاً‌ به‌ هيچ‌ عنوان‌ امكان‌ تصور آنها نمي‌رفت. به‌ كمك‌ تجارت‌ الكترونيك، يك‌ مدير توليد اطلاعات‌ موردنياز خود را به‌ صورت‌ONLINE  دراختيار خواهد داشت‌ و درنتيجه‌ مي‌تواند راجع‌ به‌ تعيين‌ استراتژي‌ توليد براي‌ آينده‌ و اصولاً‌ نحوه‌هاي‌ جديدتر توليد و ويژگيهايي‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ محصول‌ اضافه‌ كرد، فكر كند.‌‌‌از ديدگاه‌ مديريت‌ توليد، براي‌ اينكه‌ يك‌ محصول‌ در سطح‌ بين‌المللي‌ قدرت‌ رقابت‌ داشته‌ باشد بايد:

‌‌‌از ديدگاه‌ مديريت‌ توليد، براي‌ اينكه‌ يك‌ محصول‌ در سطح‌ بين‌المللي‌ قدرت‌ رقابت‌ داشته‌ باشد بايد:

  • روي‌ بهره‌وري‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ كار شده‌ باشد؛
  • براي‌ كاهش‌ هزينه‌ها بسترسازي‌ شود؛
  • منابع‌ و مواداوليه‌ بايد در زمان‌ موردنظر دردسترس‌ باشند؛
  • كيفيت‌ محصول‌ با استانداردها و خواسته‌هاي‌ بين‌المللي‌ مطابقت‌ داشته‌ باشد.

 

ادامه دارد.....

 

منابع‌ و مأخذ:

1  - سيدمحمد قريشي‌نژاد، «بررسي‌ راهكارهاي‌ توسعه‌ عرصه‌ تجارت‌ الكترونيك‌ در كشور»، پايان‌نامه‌ كارشناسي‌ ارشد، دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ ايران، دانشكده‌ صنايع‌

99/2,99/1  - INTERNATIONAL TRADE FORUM 2

2- www.merx.cebra.com3

3- www.devbusiness.com4

استخراج : عادله محجوب

مدیریت بر مافوق!

مدیریت بر مافوق!

بعضی ها در محیط کار مدیرند و بعضی ها در خانه ، بعضی ها میز مدیریتی دارند و بعضی ها جایگاه آن. بعضی ها مدیرند و بعضی ها مدبر . بعضی پیپ مدیریتی دارند بعضی ها تیپ آن. بعضی مدیرند و منشی دارند و بعضی ها تنها مدیرند و در اصل تنها منشی اند.

بعضی ها مدیرند و ماشین مدیران را دارند و بعضی ها در اصل تنها ماشینند و ماشین مدیران می رانند. بعضی ها خدادادی مدیرند و بعضی ها مادرزادی ( یعنی تنها بواسطه پدرشان یا بستگان شان).

بعضی ها حکم مدیریتشان از جنس کاغذ و امضای ما فوق است و بعضی ها از جنس عمل و کارکرد و تجربه.بعضی ها مدیرند و یک دنیا ارزش و بعضی ها تنها مدیرند وبس. بعضی امضایشان چند روزی اعتبار دارد و بعضی عملکردشان یک عمر . بعضی عشق مدیریت و بعضی مدیر عاشق اند. بعضی بر نام سازمان مدیریت می کنند و بعضی ها بر قلب کارکنان سازمان. بعضی مدرک مدیریت دارند و بعضی درک مدیریت. راستی! انصافاَ جایگاه من و شما و ما در کجاست؟!

 

مدیریت چیست؟

شاید شنیده یا خوانده باشید و یا باور داشته باشید  که می گویند : مدیریت هم علم است و هم هنر. یعنی هم آگاهی و هم تجربه . هم اکتسابی و هم ذاتی . هم توانایی و هم عشق.

مدیریت ؛ حکومت بر سازمان نیست ، بلکه نشستن بر قلب های کارکنان سازمان است.

سازمان؛ یک اداره و کارخانه نیست ، بلکه مجموعه ای است که در آن سهیم هستیم و روزگار را سپری می نمائیم.

مجموعه؛ یک سری افراد با ویژگی های مختلف ، با عنوان همکار نیست ، بلکه همراهانی هستند که با آن ها روز را شب و شب را روز می کنیم .

برای مدیر شدن ، نباید به دنبال کتاب فروشی و کتاب مدرس و دفتر تمرین بود بلکه باید به دنبال واقعیت و واقعیت بینی و واقعیت پذیری و بیان واقعیت بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال رشته مدیریت در دانشگاه مدیریت بود، بلکه باید به دنبال ریشه حقایق در بطن مسائل بود. راستی؛ تغییر روز به شب و شب به روز برای ما یک عادت شده است یا امیدی برای یک تحول؟ آیا به سخن مولا فکر کرده ایم که می فرمایند : « وای به حال آن که امروزش مانند دیروزش باشد.» پس وای به حال ما که اگر در انتظار موقعیت ها بمانیم و تنها منتظران شانس باشیم.

 

آرزوی مدیریت یا مدیریت آرزوها؟!

شاید بسیاری از ما ، هراز چند گاهی آهی از ته دل روانه افکارمان می کنیم و در حسرت صدور حکم مدیریت در محل کارمان، شمارش معکوس را آغاز می نمائیم و وقتی به صفر می رسیم با دنیایی از ناامیدی همانند صفرهای سمت چپ یا پشت اعداد، بی فایده باقی می مانیم و زار. اما بیایید واقع بین باشیم . بیایید اگر شمارش معکوس را آغاز کردیم ، حداقل وقتی به صفر رسیدیم،آغاز حرکت یا به عبارتی فرمان آتش باشیم. یعنی همان صفرهای سمت راست یا جلوی اعداد.

همه ما به نوعی مدیریم. تعجب نکنید. چرا که هستیم ، اما یا باور نداریم یا نمی خواهیم باور کنیم. گروهی باور دارند و گروهی نمی دانند. گروهی موفق هستند و گروهی درجازدن را تجربه می کنند. ما اگر در اداره مدیر نیستیم ، در دایره دوستان که می توانیم باشیم. ما اگر درکارخانه نیستیم ، در خانه که می توانیم باشیم . ما اگر مدیریم ، مدبر هم که می توانیم باشیم.

راستی؛ ما تنها در آرزوی مدیر شدن هستیم یا بر آرزوها نیز مدیریت می کنیم؟

 

مدیریت بر مافوق چگونه می تواند باشد؟

شاید آرزوی هر کدام از ما باشد که : چگونه می توانیم بر ما فوق خود مدیریت کنیم؟!

بسیار آسان است . به سرعت قابل دسترسی است . به سرعت می توان به آن رسید. اگراین تمرینات را انجام دهید:

1-  قلباََََ و همیشه صادق باشید؛ صداقت گوهر گرانبهایی است که صاحب خود را همیشه به مقصد می رساند. صداقت شرط اصلی اعتماد است.

2-  همیشه اعتماد به نفس داشته باشید ؛ اطمینان از خود را سرلوحه امور خود قرار دهید. با متانت و بی منت بر امور سوار و مسلط باشید. به مثبت ها فکر کنید و منفی ها را پایمال کنید. به رسیدن به هدف بیندیشیدو مشکلات و راه حل مشکلات را بررسی کنید نه اینکه به مشکلات و راه حل مشکلات بیندیشید و رسیدن به هدف را بررسی کنید. با یاد خدا و توکل به خدا ، کمربند همت را ببندید نه کمر را به بند همت بنده خدا تکیه زنید. خود را اشرف مخلوقات بدانید نه بازیچه مخلوقات. حکمت خداونی را در سعی و تلاش بی وقفه و بی پایان بدانید نه بر پیش آمدها.

3-  انتقاد پذیر باشید و تحول خواه؛ چنین گفت بوذر حکیم که همه چیز را همگان دانند. انتقاد با انتقام راهی جداست،باور کنید انتقادات سازنده و پیشنهادات راهگشا ، راهگشایی سازنده است نه تخریب شخصیت ها. انتقاد شنیدن با دهن بین بودن راهی جداست ، باور کنید از یک نقطه امکان ندارد تمامی زوایا را دید ، حتی با تیزبین ترن چشم ها ؛تحول پذیر بودن با هر دم یک مزاج داشتن راهی جداست. انتقاد را هدیه ای از دوستان خود بدانیم و از آن ها بخواهیم که این هدیه حیاتی را دائم به ما بدهند.

4-  در انتظار پاداش الهی باشید؛ بر این باور باشید که شیرینی کار خوب را با یک جعبه شیررینی عوض نکنیم ، بلکه با دنیایی از شیرینی جایگزین نماییم. چرا که جعبه شیرینی خورده می شود و مضرات جسمانی فراوانی را به دنبال دارد . اما شیرینی یک کار خوب ، برکاتی ویژه و ماندگار را بدنبال دارد. رسیدن به هدف و برابر شدن با ناملایمات را با ذکر خسته شدم و بی خیال ، همراه نکنید بلکه با این معجون زمزمه کنید که « گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ـسرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور» پاداش ها را چشم داشت ندانید. قضاوت را دررضایت خداوند بدانید نه رضایت را در قضاوت بندگان. پیشرفت دیگران را موفقیت بدانید ، به پیشرفت خود . ماندن دیگران فکر نکنید بلکه به ماندن خود و پیشرفت جمع بیندیشید.

5-  کلید دار باشید نه قفل گذار؛ کلید و قفل ، مکمل یکدیگرند اما متضاد هم. برای بلند شدن از جایگاه به دو گونه می توان عمل کرد: یکی دست بر روی شانه دیگران گذاشت و دیگران را به سمت پایین فشار داد تا خود بلند شویم و دیگر اینکه زیر بازوان دیگران را بگیریم و با هم بلند شویم . در روش اول ، باید هر لحظه در انتظار شانه خالی کردن دیگران بود و در روش دوم ، هر لحظه در انتظار بالا رفتن بیش از پیش. باید پیام رسان بود نه خبر رسان . چرا که پیام ها می مانند و خبرها لحظه اند و ابر گذرا. بیایید باور داشته باشیم که سختی ها فانی اند و سرسختان باقی. بیایید فرصت ها را غنیمت شمریم نه غنیمت ها را شمارش. بیایید طراح حل مسأله باشیم نه طراح مسایل. بیایید دیگران را یار باشیم نه بار. بیایید رنگین کمان بعد از باران باشیم نه خرابی های بعد از باران.

 

حسن ختام

نمی گویم پایان ، چرا که تازه آغاز را تجربه نموده ایم. ما آفریده شده ایم برای سبز اندیشیدن، سپید دیدن ، زیبا گفتن و خوب شنیدن.

 

 

منبع:محمد زاده  هرندی

گردآورنده : فاطمه السادات میرعباسی