راه پرپيچ و خم خصوصي سازي در ايران ( قسمت اول )
راه پرپيچ و خم خصوصي سازي در ايران
آيا خصوصي سازي با رويكرد بت تراشي در اقتصاد كشور به رويكردي ابزاري هدفمند مي رسد ؟....
خصوصي سازي امروزه به رويكردي مقدس گونه در اقتصادهاي توسعه نيافته و در حال توسعه تبديل شده استو حداقل در شعار آن را علم برنامه هاي اقتصادي و توسعه قرار داده اند، اما بت تراشي از بخش خصوصي باعث افراط شده و در برخي كشور ها حتي جاي خود را به رهاسازي و نه آزادسازي داده است.
افراط بر تأكيد بر خصوصي سازي رها شده يا كنترل شده باعث شده است خصوصي سازي به عنوان پديده اي Phenomenon) Economic )در روند اجرا از عقلانيت اقتصادي فاصله بگيرد، در نتيجه شاخص هاي كارآمدي مورد انتظار را در پايان نشان ندهد.
بخش خصوصي خوه نا خواه جزئي از بدنه اقتصاد يك سرزمين و يك ملت است و نمي توان آن را ناديده گرفت و در هر شرايطي از كاركرد حداقلي تا حداكثري برخوردار است و واقعيتي است كه بايد براي آن متناسب با فايده اقتصادي برنامه ريزي كرد.
خصوصي يا ملي و دولتي كردن بنگاه هاي اقتصادي و فرصت هاي اقتصادي در اقتصاد هاي ملي و يك سرزمين يك ايدئولوژي يا هدف مقدس نيست و نبايد از اين رويكرد بت تراشي ارزشي كرد، بلكه اين موارد همواره يك ابزار است و به دور از قضاوت ارزشي است. ابزاري بودن آن نيز نيازمند شرايطي است كه بتواند به طور كارآمد نقش آفريني كند.
دولت در اقتصاد ، وظايفي به عهده دارد كه در نهايي ترين شكل آن شامل وظايف سه گانه به اين شرح است:
نخستين وظيفه دولت حفظ و حراست اجتماع از قهر و حمله اجتماعات ديگر با نيروهاي نظامي و دفاعي است. دومين وظيفه دولت، حمايت از هر عضو اجتماع در برابر ظلم و زور گويي ديگران و استقرار يك عدليه دقيق است. سومين و آخرين وظيفه دولت برپاداشتن و نگاهداري آن نهادي اجتماعي و خدمات عمومي است كه گرچه در نهايت به سود اجتماع است ، اما سود ناشي از آن هرگز هزينه سرمايه گذاري خصوصي را جبران نخواهد كرد. خدمات و تأسيسات زيربنائي نيز به حضور دولت نياز دارد.
از اين مرحله به بعد بايد متناسب با قدرت كارآفريني بخشهاي خصوصي ، دولتي و تعاوني به طور بهينه پاره نويسي تقسيم كرد به طوري كه در نهايت ، ميزان توليد ثروت و رفاه به حداكثر برسد .
اما خصوصي سازي وبخشهاي خصوصي و غير دولتي در ايران موضوعي است كه از برنامه اول توسعه مدنظر است، ولي در اجراو قوانين و همچنين ادبيات اقتصادي از شفافيت و رقابت كامل برخوردار نيست.
پديده خصوصي سازي 12سال عمر دارد، ولي نه به عنوان واقعيت اقتصادي و بخشي از اقتصاد ايران بلكه به عنوان بخش حاشيه اي و (حداكثرپيمانكار) از بخش خصوصي استفاده مي شود ودر صفحه شطرنج اقتصادي ايران مهره فعالي نيست بلكه با نقش انفعالي عمر خود را صرف كرده و به نظر مي رسدسرنوشت حتمي آن است.
خصوصي سازي در ادبيات اقتصادي ايران و برنامه ريزان به شعار تبديل شده و در عمل نه بستر خصوصي سازي مهياست و نه به لوازم خصوصي سازي التزام و تعهدي وجود دارد . به نظر مي رسد الگوي خصوصي سازي در ايران به وسيله بخش دولتي به طور سالم و شفاف امكان پذير نباشد؛ يعني بخش دولتي نمي تواند خصوصي سازي كند و دست كم الگوي مدل آن نتوانسته است موفق باشد.بخش دولتي نمي تواند در بخش اقتصادي واعلام نظر درباره بخش هاي خصوصي و دولتي به طور عادلانه قضاوت كند. متأسفانه اين رويكرد والگو به ناكامي در روند حداكثرسازي استخراج ارزش افزوده اقتصادي منجر شده است.
حسن خوشپور مديركل دفترهماهنگي شركت ها وخصوصي سازي سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور مي گويد: خصوصي سازي با صدور بخش نامه جلو نمي رود.اكنون شرايط شركت هاي دولتي به گونه اي است كه بخش خصوصي انگيزه زيادي براي خريد اين شركت ها ندارندوبه طور كامل امتيازات از شركت هاي دولتي گرفته نشده است در حاليكه شركت هاي دولتي وخصوصي نبايد از نظر امتيازات ،آزادي عمل ومحدوديت ها فرقي داشته باشند.
سازمان بيمه خدمات درماني يا سازمان تأمين اجتماعي نيز مي گويد شركت هاي دولتي واگذار شده به اين سازمان ها از بابت بدهي هاي دولت تمام و كمال زيان ده هستند.از طرف ديگر مشاهده مي شود دولت خود نيز در واگذاري شركت هاي دولتي به بخش خصوصي جدي نيست و واگذاري شركت هاي زيان ده به معني خصوصي سازي نيست .اگر شاخص استخراج ارزش افزوده اقتصادي و توليد ناخالص داخلي را معيار بدانيم دولت ايران در توليد ثروت ورفاه شايسته ملت ايران و انقلاب اسلامي مؤفق نبوده است.
ادامه دارد ...
economics@ jamejam online.ir
انجمن علمی مدیریت بازرگانی. استفاده از مطالب وبلاگ با یا بدون ذکر آدرس وبلاگ بلامانع می باشد.