12 درس خرده فروشی

12 درس مهم در خرده فروشی

بيشتر خرده فروشان را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: آنهايي كه در برابر تغييرات مقاومت مي كنند و آنها كه تغييرات را مي پذيرند. برترين خرده فروشان در دسته دوم جاي دارند. آنها نه تنها تغييرات را مي پذيرند، بلكه براي روبرو شدن و پاسخ دادن به تغييرات كاملاً آماده هستند. اگر شما 12 مورد كــــــاربردي كسب و كار خرده فروشي را به كار ببريد، كارهايتان را ساده تر، سودتان را چند برابر و احتمال موفقيت خود را افزون تر خواهيد كرد. اين درسها براساس سالها تحقيق و تجربه عملي صدها خرده فروش كوچك و متوسط در تمامي نقاط جهان است كه به درجات بالايي از موفقيت بي سابقه رسيده اند.


1 - خودتان را بشناسيد: علايق، مهارتها، تواناييها و محدوديتهاي خود را بشناسيد. حفظ كسب و كار فعلي خودتان بهتر از خلق يك شغل جديد است. براي اينكه خرده فروش، موفق شود، از خودگذشتگيهاي بسياري لازم است و شما بايد خود را آماده كنيد. نقش اساسي شما در ايفاي وظايفي از قبيل بازاريابي، فروش، و سرپرستي كارمندان است. اين تقريباً غيرممكن است كه يك نفر به تنهايي تمامي اين نقشها را به بهترين وجه ايفا كرده و بهترين نتيجه را هم بگيرد. شما بايد بدانيد كدام بخش را مي توانيد به تنهايي اداره كنيد و در كدام بخش به كمك احتياج خواهيد داشت. به همين خاطر است كه بايد با ديدي بي طرفانه نگاه دقيقي به تمامي نقاط قوت و ضعف خود بيندازيد.


2 - برنامه روبه جلو داشته باشيد: بسياري از فروشگاهها توسط افرادي اداره مي شوند كه آگاهي لازم درمورد كارشان را ندارند. اگر شما وروديها و خروجيهاي جاري كسب و كار خود را همانند يك مالك فروشگاه تخصصي نشناسيد، به زودي از كار بيكار خواهيد شد. از ديدگاه صاحبنظران، اصلي ترين دليل 80 درصد ورشكستگيها در كسب و كار، طي پنج سال نخست، معمولاً پول نيست. بلكه فقدان اطلاعات و دانش صحيح است. رمز موفقيت شما در اين است كه بدانيد چگونه مي توان با اجراي يك برنامه تجاري موثر، تصميمات صحيح گرفت.


3 - صنعت خود را بشناسيد: اگر شما معناي دانش انجام كار را به درستي درك كرده باشيد، مي توانيد از يك گوشه رقابتي بزرگ سود ببريد.

تفاوتهاي شاخصي كه قادرند بقا شما را در آينده به چالش بكشند، عبارتند از: رقابت، اندازه، خدمات، موقعيت، بازاريابي، دستيابي، نوع مشتريان، تامين كنندگان و استراتژي هاي قيمت گـــذاري رقبا، محيط بازار، محيط كسب و كار محلي، ظرفيت خالي فضاهاي تبليغاتي، ميانگين درآمد خانوار، سطح تحصيلات، گروه سني، جمعيت نژادي، و آمار مشتريان بالقوه.


4 - مشتريان خود را درك كنيد: آيا به صحبتهاي مشتريان خود گوش مي دهيد؟ كسب و كار خود را طوري تنظيم كنيد كه به مشتريان خود آن چيزي را بدهيد كه مي خواهند، و خواهيد ديد كه آنها از شما خريد خواهندكرد و باعث رونق كسب و كار شما مي شوند.

5 - سوابق مــــالي خوب را حفظ كنيد: اگر نمي دانيد كه پول شما كجا مي رود، به زودي بازي را واگذار خواهيد كرد. در بازي تجارت كه با رايانه بازي مي شود - و امتيازها براساس دلار و سنت است - سوابق مالي خوب به مثابه تجهيزات راهبري هواپيما هستند، كه به شما ميزان ارتفــــــاع، جهت و سرعت را انتقال مي دهند.


6 - نقدينگي خود را مديريت كنيد: اين مهم نيست كه فروشگاه شما چه اندازه منحصر به فرد است؛ بلكه كسب و كار شما بدون نقدينگي جريان نخواهد داشت. نقدينگي مانند خون و نيروي حياتي كسب و كار شماست. پولي كه به فروشگاه شما وارد يا از آن خارج مي شود اجزا حياتي است كه كسب و كار شما را ازنظر مالي سالم نگه مي دارد. صورتحساب جريان نقدينگي ماهانه، نشان دهنده مقدار پول در ابتداي دوره و سپس نشان دهنده مقدار نقدينگي دريافتي از منابع مختلف و علل پرداخت پـــــول است. اگر هوشمندانه بودجه بندي كنيد و اختلاف درآمد و مخارج ماهيانه را بدانيد، نگران بي پول شدن نخواهيد بود.

7 - روشهاي مديريت سالم را به كار ببريد: مالك فروشگاه، همان مدير فروشگاه است. اين جمله بيانگر اين مطلب است كــــه با فكر و اراده كسب و كار خود را از بالا تا پايين اداره كنيد. شما بايد در تصميمات خود، به مشتريان پيشنهاد خدمات بدهيد، منابع و زمان را مديريت كنيد، و بدانيد كه چگونه تجارت كرده و كسب و كار را به بهترين وجه ممكن اداره كنيد. از كاركنان خود قدرداني كنيد، آنها باارزش ترين سرمايه شما هستند.كاركنان خود را آموزش دهيد و به آنها اطمينان خاطر و مهارت ببخشيد تا كارشان را بهتر انجام دهند. به كاركنان خود فرصت رشد بدهيد. با آنها رفتار مناسبي داشته باشيد و به اندازه ارزشي كه دارند به آنها مزد پرداخت كنيد. در مقابل، آنها به شما كمك خواهندكرد تا در كسب و كار خود به موفقيت برسيد.


8 - تصوير و ذهنيت ممتاز خود را توسعه دهيد: تصويرو ذهنيتي كه شما ايجاد مي كنيد بسيار مهم است و تمامي حوزه كسب و كارتان را به هم متصل مي كند. درواقع ادراك مشتريان شما از: نام فروشگاه، موقعيت آن، ظاهر، ساختمان، تزئينات، ورودي، طبقات، درها، باجه ها، مبلمان اتاقها، اتاق انتظار، محصولات، قيمتها، كالاهاي درمعرض ديد، علامتها، پنجره ويترينها، كارت ويزيت، فاكتورها، بروشورها، جنس تبليغات، خدمات مشتريان و تمامي چيزهايي كه مربوط به كسب و كـــــار شما مي شود شكل مي گيرد. درست يا غلط، تصويري كه شما از خود در ذهن افراد ديگر ساخته ايد ممكن است باعث بهبود يا تضعيف موقعيت شما شود.


9 - دارائيهاي خود را كنترل كنيد: نقش دارايي شما، ايجاد فروش است. تمامي فروشگاههاي خرده فروشي نياز به مديريت دارائيهايشان دارند. اين پول شما است كه روي قفسه نشسته است و نمايانگر بخش بزرگي از سرمايه كاري شمـــاست. خرده فروشان كوچك كه فقط قفسه هاي فروشگاهشان را تماشا مي كنند، نمي توانند تعادل مناسبي را بين مقدار صحيح كالا و خواسته هاي احتمالي مشتري برقرار كنند. معاملات اين خرده فروشان از فقدان اطلاعات راجع به رنگ، سايز، گرايش و اولويتهاي مشتري متضرر خواهد شد. بدون كنترل كافي، دارائيها آرام آرام شامل مرور زمان شده، كالاهاي كهنه و معيوب در مغازه مانده و براي خرده فروشان بسيار گران تمام مي شوند.


10 - براي درك كامل طبيعت خرده فروشي خريد و براي سود قيمت گذاري كنيد: چيزي كه بايد با آن شروع كرد اين مفهوم است كه قيمت اوليه كالاي شما، برآوردي موقت از چيزي است كه مشتري تمايل به صرف كردن دارد. بيشتر فروشگاهها براي بالابردن قيمت اجناس در كالا يا خدمات مستعمل از تابلوي سر در (
KEY STONE) استفاده مي كنند. چيزي كه آنها كم دارند، استراتژي قيمت گذاري برمبناي محاسبه مورد به مورد براي نظم، پيشرفت، و كالاي زير قيمت است. براي ترقي در فروش، خرده فروشان بايد روي اقلام، قيمت و كارايي تمركز كنند و با تعداد زيادي جشن، زرق و برق و سرگرمي به سمت افزايش فروش خود گام بردارند. بــراي رقابتي شدن، به نمايشهاي حرفه اي (TRADE SHOWS) توجه كنيد، در گروههاي خريد مشاركت كنيد، و به دنبال توليدكنندگــاني باشيد كه به شما اين امكان را مي دهند كه با خريد عمده، كالا را زيرقيمت و به قيمت عمده فروشي خريداري كنيد. با پيشنهاد قيمت هوشيارانه جديد و با ارزش به مصرف كننده، قادر خواهيدبود: مشتريان بيشتري جلب كنيد، ميانگين معاملات فروش خود را افزايش و فرصتهاي بيشتري را به مشتريان جهت ملاقات از فروشگاهتان بدهيد.


11 - از حرفه اي ها درس بگيريد: براي تسلط يافتن در مهارتهاي اداره يك كسب و كار، نيازمند تجربه بسياري هستيد. در ابتدا بايد موارد زير را درنظر داشته باشيد: چگونه، چه كسي، چه چيزي، كجا، چه وقت، چه اندازه و چند وقت به چند وقت بايد دادوستد كرده و براي ايجـــــاد يك توسعه سودآور براي كسب و كارتان تبليغ كنيد. دوم اينكه چگونه، دارايي، افراط در خريد، پايين آوردن قيمت،بازگشت سرمايه، زمان بندي، تحويل، مخارج و طرح ريزي فروش را كه چرخه سود فصلي را به سرعت پايين و بالا مي كند، مديريت و تنظيم كنيد. قيمت،بازگشت سرمايه، زمان بندي، تحويل، مخارج و طرح ريزي فروش را كه چرخه سود فصلي را به سرعت پايين و بالا مي كند، مديريت و تنظيم كنيد.


12 - درهنگام نياز كمك بخواهيد: براي ايجاد يك فرايند بزرگ توسعه، مشاركت و مساعدت از محيط خارج، مي تواند قدم بزرگي براي شروع باشد. براي كمك گرفتن مغرور نباشيد؛ ما همگي گاهي اوقات نياز به كمك داريم.

مقاله حاضر از سايت www.marketing source.com تهيه شده است.

 منبع : ماهنامه مدیریتی تدبیر

استخراج و ویرایش : امین کرمی متین

 

چرخش شکست به موفقیت

چرخش شکست به موفقیت:

در حوزۀ کسب و کار همیشه تأکید روی موفقیت است. در سمینارها از موفقیت کسب و کار های کوچک صحبت می شود و مطبوعات به رازهای موفقیت می پردازند.در کسب و کار قطعاً دیر یا زود با شکستهایی مواجه می شویم٬اما گاهی اوقات این شکستها به بخت و اقبال تبدیل شده اند و آنها ما را مجبور می کنند که در اهداف٬تصمیم ها و روشهای خود تجدید نظر کنیم وسپس قادر باشیم یک روش بهتری را انتخاب کنیم.خیلی از افراد موفق کسب و کار هم در کارشان دچار شکست میشوند اما آنها سعی کرده اند رویکردها و مهارت های تازه ای از شکست های خود بیاموزند وآنها را دستیابی به فرصت های جدید برای بالا بردن کیفیت زندگی خود به کار ببندند.این خود شکست نیست بلکه نحوۀ برخورد شما با شکست است٬که رفتار شما را مشخص میکند.به گفتۀ "کارول هیئت" و "لیندا گوتلیب" در کتاب «افراد هوشمند چه زمانی شکست می خورند»٬شکست در خود رویداد نهفته نیست بلکه شکست در نحوه نگاه ها به رویداد نهفته است.

در اینجا به چند مورد از نحوۀ برخورد بهترین کارآفرینان با شکست اشاره میشود:

شکست را دوباره تعریف کنید- شکست را به عنوان تجربه جدید تعریف کنید.

شکست را تجزیه و تحلیل کنید- وقتی شما با یک شکست روبه رو می شوید ابتدا علت های آن را بررسی کنید.

خودتان را سرزنش نکنید- زیرا در هنگام ارزیابی مشکلات و اشتباهات تا زمانی که مدام خود را سرزنش می کنید هیچ درسی از شکست های خود نمیگیرد آن را به صورت خوب تغییر دهید

بر شکست غلبه کنید-به جلو حرکت کنید مدام از موفقیتها و شکستها حرف نزنید زندگی شما جریان دارد و هر روزتان روز با ارزشی است و به همین خاطر همه چیز را از اول شروع کنید.

 

تفاوت رهبری و مدیریت:

مدیریت یعنی مرور و بررسی و تجزیه و تحلیل و تعیین اولویت ها و رعایت موارد خاص-رهبری ضمن برخورداری از توانایی بیشتر به نیمکرۀ راست مغز متکی است و بر اساس فلسفه استوار است و مقامی والا تر از هنر دارد.با نیمکره چپ مغز باید مدیریت کردوبا نیمکره راست رهبری مدیریت مؤثر یعنی اولویت بندی کارها و تحت امور نخست را قرار دادن.رهبری اولویت کارها را به گونه ای کلان مورد توجه قرار می دهد و مدیریت برای جز جز آن اولویت قائل است.رهبری یک انتخاب است.و آن گونه که بیشتر افراد به عنوان یک موقعیت به آن فکر می کنند نیست.موفقیت به آن فکر می کنند نیست.موفقیت در مدیریت نمی تواند شکست در رهبری را جبران کند.رهبری نردبان ترقی را به دیوار درست تکیه می دهد

 

                                                                                                       سمیرا . بهاری

 

منبع : هفت عادت مردمان مؤثر- نوشتۀ استفان کاوی

 

 

فن آوری اطلاعات

فناوري اطلاعات(IT)

چكيده

در اين مقاله فناوري اطلاعات تعريف شده و با سيستم‌هاي اطلاعات و علوم رايانه مقايسه مي‌شود.

 

1- تعريف فناوري اطلاعات

فناوري اطلاعات عبارتست از كاربرد رايانه‌ها و ديگر فناوري‌ها براي كار با اطلاعات. در اينجا هر گونه فناوري اعم از هر گونه وسيله يا تكنيك مد نظر است. عموماً در فناوري اطلاعات به اشتباه، كار با اطلاعات تنها از طريق فناوري‌هاي رايانه و ارتباطات و محصولات مرتبط مد نظر قرار گرفته است. بايد توجه داشت كه واژه فناوري عبارتست از مطالعه چگونگي استفاده از ساخته‌هاي بشري در دستيابي به اهداف و مقاصدي مانند ارائه محصولات و خدمات؛ اين واژه تنها به خود مصنوعات بشري اشاره نمي‌كند.

 

2- كاربرد‌هاي فناوري اطلاعات

(1) سيستم‌هاي اطلاعات

(2) كار با رايانه به صورت شخصي1

(3) علم و پژوهش

(4) كنترل فرايند يا وسيله

(5) آموزش

(6) طراحي با كمك رايانه2

(7) هوش مصنوعي

 

3- سيستم اطلاعات و فناوري اطلاعات

يك سيستم اطلاعات سيستمي براي پردازش، ذخيره، تحليل، و اشاعه اطلاعات در دستيابي به يك مقصود مشخص است. سيستم اطلاعات حتماً نبايد رايانه‌اي باشد يا از ديگر فناوري‌ها استفاده كند اگر چه امروزه استفاده از رايانه در سيستم‌هاي اطلاعات گريزناپذير است. يك كابينت نگهداري پرونده‌ها يك سيستم اطلاعات در شكل ابتدايي است. سيستم‌هاي اطلاعات حوزه‌اي متفاوت از فناوري اطلاعات است اگر چه هر دو با اطلاعات سر و كار دارند.

اگر طبق تعريف سيستم‌هاي اطلاعات، فرايندهاي جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات مد نظر باشد آنگاه سيستم‌هاي اطلاعات حوزه‌اي وسيع‌تر از فناوري اطلاعات است چرا كه فناوري اطلاعات به نحوه استفاده از فناوري‌ها در انجام فرايندهاي فوق معطوف مي‌شود در حاليكه سيستم‌هاي اطلاعات به چيستي و چگونگي، مسائل و ابعاد سياسي، اقتصادي، فني و ملاحظات امكانپذيري، طراحي و مديريت سيستم موردنياز مي‌پردازد. اگر خود را محدود به سيستم هاي اطلاعات نكنيم آنگاه سيستم هاي اطلاعات و فناوري اطلاعات دو حوزه جدا از هم هستند.

 

4- فناوري اطلاعات و علوم رايانه3

تفاوت‌هاي فناوري اطلاعات و علوم رايانه را مي‌توان در دو سطح حرفه‌اي و آموزشي به شكل زير بيان كرد:

4-1- سطح حرفه‌اي

(1) متخصصان علوم رايانه به ساخت و تعميم فناوري تمايل دارند در حاليكه فناوران اطلاعات به كاربرد فناوري در حل مسائل واقعي علاقه‌مندند.

(2)متخصصان علوم رايانه معطوف به خود رايانه هستند و اينكه چگونه كار مي‌كند در حاليكه فناوران اطلاعات به رايانه به عنوان ابزاري براي حل مسائل نگاه مي‌كنند.

(3) فناوران اطلاعات نياز به فناوري را تعيين مي‌كنند در حاليكه متخصصان علوم رايانه فناوري مورد نياز را توليد مي‌كنند.

4-2- سطح آموزشي

(1) در علوم رايانه تأكيد بيشتري نسبت به فناوري اطلاعات بر برنامه‌نويسي است.

(2) فناوران اطلاعات نرم‌افزارهاي كاربردي توليد مي‌كنند اما سبك برنامه‌نويسي متفاوت از علوم رايانه است. پروژه فناوري اطلاعات عموماً شامل كنار هم قراردادن اجزاء در محيط برنامه‌نويسي سطح بالا و ايجاد رابط كاربر براي كار با آن اجزاست. نرم افزارهاي متخصصان علوم رايانه شامل برنامه‌هاي بزرگتر است كه به شكل سنتي نوشته مي‌شوند و تمركز بر معماري نرم‌افزار و موضوعات الگوريتمي است.

(3) علوم كامپيوتر به رياضيات بيشتر وابسته است چرا كه تعميم فناوري هاي توليد شده نيازمند يك پايه رياضي است.

(4) برنامه آموزشي علوم كامپيوتر عميق‌تر است از اين جهت كه پيش‌زمينه‌هاي بيشتري براي سطوح متوسط و پيشرفته مي‌خواهد. فناوري اطلاعات پيش‌زمينه كم‌عمق‌تري مي‌خواهد كه از اين طريق امكان انتقال دانشجويان به رشته فناوري اطلاعات از ديگر رشته‌هاي اصلي را امكان‌پذير مي‌سازد

 

 

 

 

منبع: )راهکار مدیریتسايت راهكار مديريت)

استخراج:عادله محجوب

 

انقلاب مدیریتی و مدیران ساختاری

انقلاب مدیریتی و مدیران ساختاری
  • انقلاب مدیریتی٬انقلابی است که مردم ایران خواستار آن می باشند و معتقدند که انقلاب اسلامی انجام شده ولی هنوزدرمدیریت اجرایی کشور٬انقلابی صورت نگرفته و عدم تطابق جامعه انقلابی ایران با مدیریت اجرایی کشور سبب پیدایش بحران های اجتماعی مداوم بعد از انقلاب شده است.
  • مدیریت اجرایی در بعد از انقلاب بر اساس اندشه سوسیالیستی شکل گرفته بود واین مدیریت دولت گرا نقش مردم را در حد یک نمایش های توده دار تنزل می داد که نقش نمایش توده دار تنزل می داد که با تهییج هیجانات بوسیلۀ یک جنگ رسانه ای و یک سخنرانی عمومی می توان به آنها خط داد پس ایدئولوژی چپ بر مردم پیشی گرفته بود.
  • مدیریت اجرایی بعد از جنگ بر اساس اندیشه لیبرالیستی شکل گرفت. اندیشه ای که مدیریت را به سرمایه داران می سپرد . مردم در این اندیشه به عنوان ابزار مصرف کالا٬قلمداد می شوند که با تبلیغات کالاها به این سو و آن سو رانده می شوند. پس رسانه ها همه در جهت ایجاد تقاضا به کار می روند و مردم مهره های بازی آنها می باشند.
  • در دورۀ مدیریتی بر ایدوئولوژی هایی تکیه می شود که اساس نخبه گرایی آنها را تشکیل می دهد. ایدئولوژی اولی نخبه گرایی حکومتی و ایدئولوژی هرمی نخبه گرایی رسانه ای است. پس مردم در این نوع مدیریت ها جایی ندارند و نخواهند داشت در دورۀ اول بر حکومت از بالا به پایین و در ودورۀ دوم بر مدیریت از پایین به بالا تکیه می شود ولی برای تسلط بر مردم با افکار عمومی که بر اساس نظر سنجی ها ساخته می شوند بر حکومت از بالا به پایین تکیه می شود.
  • مردم به دنبال مدیرانی هستند که خود را به واسطۀ ایدئولوژی ها برتر ندانند و ایدئولوژی ها را سبب جدایی خود از مردم قرار ندهند و برخاسته از مردم و با توجه به سنت حاکم بر مردم مدیریت می کنند در اینصورت است که بحران های مدیریتی در ایران فرو کش می کنند.
  • مدیرانی که از مردم و برای مردم مدیریت می کنند کمتر اشتباه خواهند کرد. چون مبنای شناختی آنها ٬زندگی مردم می باشد و زندگی مردم یک امر واقعی و حقیقی است و چون این زندگی با تمامی ابعاد وجودی آن٬تجربه می شود؛پس تصویرههای ذهنی آن را به نسبیت و شک نمی کشد و آنها را دچار شبهه نمی کند پس جدی عمل خواهند کرد.
  • مدیر مردمی ٬میدانی فکر و سپس عمل می کند٬یعنی فکر خود را در پشت میز ساخته و پرداخته و سپس آن را به مردم تحمیل نمی کند تا زندگی مردم مختل شود بلکه او سعی می کند در بین مردم حرکت کند و مردم را حس و تجربه کند. پس مدیر مردمی بر اساس این تجربه حقیقی و واقعی فکر و عمل خواهد کرد و از همین جهت او٬زندگی و مردم را پاس می دارد.
  • مبنای این مدیریت٬آرام بخشی است نه تکان دادن و بحران زایی٬رشد و توسعه پایدار در پناه چنین مدیریتی صورت خواهد پذیرفت چون در این فضای آرام است که رشد علمی در دراز مدت رخ خواهد داد  و رشد پایدار اقتصادی که زمینه ساز رشد علمی دراز مدت است صورت خواهد پذیرفت و مردم به نمادهای علمی خود اعتماد خواهد کرد.
  • در این فضای مدیریتی است که امیدواری اجتماعی بوجود خواهد آمد یعنی همۀ انسان ها احساس خوش بینی به آینده خواهند داشت.در این صورت است که مردم برنامه های اجتماعی برای زندگی خود ترسیم می کنند و انرژی های بسیار زیاد بدست می آورند و آن را در جهت آینده مصرف می کنند و رشد اجتماعی عمومی را رقم می زنند که این نوع خود بر نشاط اجتماعی خواهد افزود.
  • امنیت جامع اجتماعی در این فضای مدیریتی٬تولید خواهد شد چرا که امنیت در فضایی بوجود می آید که فرقی بین مدیریت ومردم نیست و امنیت زمانی خدشه دار می شود که فاصلۀ بین مدیریت و مردم ایجاد شود و مدیریت به قشر بالا بپیوندد و مردم رها می شوند ومدیران بر گروه مردم سوار شوند.
  • گاهی از این نوع مدیریت طوری یاد می شود که زمینه ساز فرصت طلبی مردم خواهد شد ولی این سخن فرصت طلبی مدیران از مردم شده است چون با تسلط بر مردم بوسیلۀ این بهانه می خواهند جلوی فرصت طلبی مردم را بگیرند و به همین دلیل یک قدرت بی حد و با ثروت بیکران می طلبند. بنابراین مدیریت گرایی بوجود می آید چنانچه در دو دهه اخیر بوجود آمد.

 

  • پس مردم به دنبال مدیری هستند که در همان حالی که جدی است به دنبال استعلای خود و قشر خود نباشد و مردم گرایی و تواضع او نیز نبایستی از جدیت او بکاهد.الگوی چنین مدیریتی٬انسان کامل می باشد که در تاریخ اسلام نمونه های بسیار دارد که سبب عبرت دیکران بوده است مدیری که خود و نه اعمال او انبان نان را بر دوش می کشد و برای بینوایان می برد.
  • آنچه از نظر اجرایی این مدیریت٬اهمیت دارد این است که مدیریت دائمی نشود و بصورت یک ارث خانوادگی و فردی مطرح نشود مانند مدیرانی که فقط از وزارتخانه ای به وزارتخانه ای دیگر می روند و یا رئیس جمهوری که فقط از نظر زمانی عوض می شود رئیس جمهور تکراری و وزیر تکراری یعنی غیر دائمی بودن مدیریت یک کشور و دست به دست شدن مدیریت بین یک عده مدیر خاص و در نهایت انحصاری شدن مدیریت و بحرانی شدن جامعه.
  • مدیریت جوان یعنی مدیریتی که سابقه مدیریتی آن چنانی یا سابقه مدیریت جدی ندارند پس از تمام ظرفیت خود استفاده خواهد کرد تا اثری دائمی از خود به جای بگذارد و از طرفی چون مدیریت جوان به مردم جوان به مردم نزدیک تر است پس مردم را بیشتر احساس خواهد کرد و مردم را بیشتر خواهد شناخت.آنچه مهم است این است که پیران مدیریت به فراساختارهای مدیریت و جوان ها به ساختارهای مدیریت تبدیل شوند.

 

■ ما همه در روزمره گی های زندگی خود گم شده ایم . چرا؟شاید تنها به این دلیل که راه تغییر یافتن را نمی شناسيم                                                      

                                                   «موفقیت نا محدود- نوشتۀ آنتونی رابینز»

 

■ سرمایۀ محدود عمر فقط قابل تخمین است؛یک انسان با امید زندگی طولانی٬حداکثر200000ساعت از زمان را به عنوان وقت قابل استفاده در اختیار دارد.امروز را به عنوان اولین روز باقیماندۀ زندگی تان به حساب آورید.

                                                   «مدیریت زمان-نوشتۀ لوتر جی سیورت»

 

■ توانگری و فراوانی٬پایه و اساس ذهنی و معنوی دارد.توانگری راستین٬آرامش و تندرستی را نیز در برمی گيرد .

                                          «چشم دل بگشا-نوشتۀ کاترین پاندر»

 

■ سوء تفاهم زمانی بروز میکند که اشخاص  خود بخود فرض را بر این می گذارند که دیگران هم مانند آنها فکر ميکنند.

                 «معجزه و ارتباط ان.ال.پی-N.L.P-نوشتۀجری ریچارد سون»

 

■ ازآرزوهایتان فهرستی تهیه کنید؛بطور منظم به سراغ آنها بروید ودرصورت لزوم آنها

راعوض یا جابجا کنید. وقتی آرزوهایتان را می نویسید جایگاه ذهنی آنها نیز منظم می شود

                             «قانون توانگری-نوشتۀ کاترین پاندر»

 

■ قبل از انتقاد از دیگران دربارۀ اشتباهات خود حرف بزنید.

                             «آیین دوستیابی-نوشتۀ دیل کارنگی»

 

■ خشم اسیدی است که به ظرفی که در آن است بیشتر از چیزی که به آن پاشیده می شود آسیب وارد می کند.

                              «هفت عادت مردمان مؤثر نوشتۀ استیون کاوی»

 

                                                   عادله . محجوب – نفیسه . آرمند

برنامه های توسعه

نگاهی گذرا به برنامه های اول و دوم و سوم توسعه و برنامه چهارم

برنامه اول توسعه : ( بعد از اتمام جنگ – 1373 )

در برنامه اول توسعه به خاطر حاکم بودن فضای جنگ و شرایط اقتصادی  کشور ظرفیت خالی زیاد بود و به همین دلیل رشد اقتصادی بالایی بدست آمده بود که بر اساس آمارهای موجود رشد تولید ناخالص 20/7 درصد بود که نسبت به برنامه های قبلی از روند مطلوبتری برخوردار بوده است .

برنامه دوم توسعه : ( 1378 – 1374 )

در واقع تثبیت دست آوردهای برنامه های اول بود . کاهش درآمدهای نفتی باعث شد تا رشد تولید ناخالص داخلی در این برنامه که 1/5 درصد در نظر گرفته شده بود محقق نشود و متوسط نرخ رشد متوسط داخلی به 8/3 درصد محدود شد.از دلایل کاهش رشد اقتصادی در این برنامه رشد محدود بخشهایی مانند کشاورزی و صنعت بود به این ترتیب که هدف برنامه رشد 3/4 درصدی  در بخش کشاورزی بود که فقط 7/3 درصد آن محقق شده بود و در بخش صنعت و معدن هدف رشد 9/5 درصدی بود که به رشد 9/4 درصد دست یافت . در این برنامه بخش ساختمان تنها بخشی بود که رشد آن بیشتر ازهدف برنامه بود یعنی 9/2 درصد که فراتر رفت و به رشد 4 درصدی رسید، اما عمده دلیل کاهش رشد اقتصادی به دلیل کاهش صادرات نفت و رشد منفی 9 درصدی بخش نفت بود . رشد سرمایه گذاری سالانه که برای برنامه دوم 2/6 درصد درنظر گرفته شده بود به 5/2 درصد محدود شد .رشد نقدینگی 8/3 درصد از رشد تولید پیشی گرفته بود که باعث تورم 5/25 درصدی شد و این موضوع همراه با محقق نشدن درآمدهای نفتی سبب شد که دولت برای نخستین بار از بانک مرکزی به دو صورت مستقیم و فروش سهام استقراض کند .

برنامه سوم توسعه : ( 1383 – 1379 )

پایان سال 1383 همزمان با پایان برنامه سوم توسعه بود . برنامه سوم توسعه اقتصادی کشور در حالی در سال 1379 آغاز شد که کشور دوران سخت بازسازی را طی دو برنامه پشت سر گذاشته بود و به عقیده برخی صاحب نظران ، زیر ساختهای اولیه برای جهش اقتصادی کشور آماده شده بود . مهمترین اتفاقی که در سال 1379 افتاد ایجاد حساب ذخیره ارزی از مازاد درآمدهای نفتی بود که از این سال بخش عمده آن صرف سرمایه گذاری در طرحهای عمرانی شد . همچنین رشد سرمایه گذاری در برنامه سوم توسعه 30/9 درصد بود که هدف در طول برنامه 1/7 درصد پیش بینی شده بود و همین رشد چند درصدی  قابل توجه است .یکی از مهمترین تحولات اقتصادی کشور در دوسال گذشته را می توان افزایش نسبتا  درآمدهای ارزی کشور ارزیابی کرد . اما به دلیل برخی چالشهای اقتصادی کشور افزایش درآمدهای ارزی در سال 1383 خود به یکی از معضلات اقتصادی کشور تبدیل شد . در سال 1382 از محل صادرات نفت خام در حدود 18 میلییارد و 592 میلیون دلار درآمد بدست آمد و در سال 1383 از همین صادرات 23 میلیارد و 584 میلیون دلار درآمد بدست آمده است که نشان از درآمد اضافی حدود 5 میلیارد دلار بود . بر اساس قانون بودجه دولت باید 1/16 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی را به خزانه و مابقی آن به حساب ذخیره ارزی واریز میکرد ، گزارشهای بانک مرکزی حاکی از آن است که تا پایان دی ماه سال گذشته حدود 5/6 میلیارد دلار به حساب ذخیره ارزی واریز شده است و این در حالی است که تا پایان امسال 7/8 میلیارد دلار از این حساب توسط دولت برداشته شده است و یک لایحه برای برداشت 1/1 میلیلرد دلاری دیگر اکنون در مجلس است .

نگاهی به شاخه های اصلی درآمد و هزینه دولت در سال گذشته حاکی از آن است که بی انظباطی مالی دولت درسال گذشته مانند سا لهای قبل رویه حاکم بوده است و دلیل اصلی این مدعا به دلیل هزینه های جاری و عمرانی و همچنین درآمدهای دولت است . آمار 10 ماهه کشور نشان میدهد که تا پایان دی ماه حدود 41 هزار و 488 میلیارد ريال به طرحهای عمرانی اعتبار داده شده است در حالی که بر اساس قانون بودجه این میزان باید بیش از 82 هزار و 575 میلیارد ريال باشد . دلیل هم این است که بودجه ای که با عدم تحقق درآمدها بسته می شود نتیجه آن نیز کاهش نیمی از اعتبارات طرحهای عمرانی خواهد بود. عوامل کسری بودجه در سال گذشته عدم تحقق خصوصی سازی ، واردات کم خودرو به کشور و عدم واگذاری سیم کارت در سال 1383 اعلام شده است . اما عملکرد بخشهای مالباتی و گمرک در سال گذشته در تحقق درآمدهای مربوط موفق بوده است . آمارهای بانک مرکزی نرخ رشد تورم حدود 15 درصد را برای سال گذشته نشان میدهد که به هر ترتیب علی رغم بالا بودن این نرخ رشد اکنون اقتصاد ایران پس از دو دهه به چنین نرخ تورمی عادت کرده است .

ریشه تورم را باید در نقدینگی دید . نقدینگی نیز برای رشد خود به دو عامل ضریب فزاینده نقدینگی و پایه پولی وابسته است و یکی از اجزای مهم پایه پولی نیز رشد خالص داراییهای خارجی بانک مرکزی می باشد. البته داستان بی انظباطی مالی دولت به همین ختم نمی شود و در سال گذشته نیز شاهد رشد بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی بودیم. آمار بانک مرکزی حاکی از آن است که در 9 ماهه سال گذشته این بدهی ها به رقم 224 هزار و 375 میلیار ريال رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل 7 درصد رشد داشته است. یکی دیگر از تحولات مهم اقتصادی کشور کاهش رشد تولید ناخالص داخلی است . آمار بانک مرکزی حاکی از آن است که در 6 ماهه اول سال گذشته نرخ رشد اقتصادی کشور با کاهش شدید نسبت به سال گذشته 4 درصد رسیده است. کاهش رشد اقتصادی عمدتا مربوط به بخش کشاورزی است و بخش عمده افزایش نرخ رشد به خاطر شرایط طبیعی بوده است . در سال 1383 که سال پایانی برنامه سوم توسعه بوده است با کاهش تولید نفت ، رکود ساختمان  روبرو بودیم که گفتنی است رشد ارزش افزوده بخش ساختمان در برنامه مذکور  6/9 درصد پیش بینی شده بود که به 2/4 درصد تقلیل یافته است . یعنی بخش ساختمان و نفت کمترین رشد را داشته ودر عوض بخش صنعت با رشد 10 درصدی در این بین حائز رتبه اول شده است. یکی دیگر از تحولات اقتصادی کشور در سال گذشته رشد شدید واردات به کشور است و این در حالی است که یکی از شعارهای اقتصادی برنامه سوم جهش صادراتی بوده است

برنامه چهارم توسعه : ( 1389 – 1384 )

روش بودجه در برنامه چهارم توسعه به صورت عملیاتی خواهد بود. این برنامه 5 ساله است و امید است که در این برنامه به کاهش رشد تورم و نقدینگی دست یابیم . رشد نقدینگی که سالهای گذشته کم کم به نرخهای پایین تری دست می یافت ، دوباره سایه خود را به اقتصاد کشور گسترانیده است ، بطوریکه کارشناسان اقتصادی درباره رشد نقدینگی تا مرز 40 درصد در سال جاری هشدار میدهند . هرچند روند کاهش رشد نقدینگی ار سالهای 1380 ، 1381 آغاز شد و در سال 1382 به 26 درصد رسید ، اما مجددا به دلیل برداشت بی رویه از حساب ذخیره ارزی و نبود انظباط مالی این نرخ در سال 1383 به 30 درصد افزایش یافت و اگر امسال نیز سیاستهای کوتاه مدت مناسب در کنار سیاستهای بلند مدت اتخاذ نشود ، با توجه به رشد نقدینگی شدید ، نرخ تورم به رغم  پیش بینی های 5/14 و 15 درصد به 24 درصد خواهد رسید که با اتخاذ سیاستهای مناسب ، باید به سرعت به کنترل رشد نقدینگی پرداخت . انتشار اوراق مشارکت از سوی بانک مرکزی ، یکی از سیاستهایی است که می تواند تا حدودی رشد نقدینگی را کنترل کند ، هرچند وزارتخانه ها و دستگاه های دیگر نیز به انتشار اوراق به جذب نقدینگی و نگه داشتن آنها اقدام می کنند ، بنابراین انتشار این اوراق از سوی بانک مرکزی ، اهمیت بیشتری برای کنترل رشد نقدینگی و تورم دارد ، اما متاسفانه با تغییر برخی مواد برنامه چهارم توسعه که مسئولیت انتشار اوراق مشارکت را از شورای پول و اعتبار به مجلس داده است ، در روند انتشار اوراق مشارکت از سوی بانک مرکزی تاخیر بوجود آورده است . به گفته کارشناسان امسال زمان سررسید 21 هزار میلیارد ريال اوراق منتشر شده بانک مرکزی است که اگر جایگزین نشود  با توجه به ضریب فزاینده نقدینگی که حدود 5/4 درصد است، باعث تزریق پول پر قدرت به جامعه شده و حدود 90 هزار میلیارد ريال افزایش حجم نقدینگی در کشور ایجاد خواهد کرد که همین مساله نرخ تورم را به 24 درصد افزایش میدهد. تا کنون دو فقره از اوراق مشارکت منتشر شده بانک مرکزی در سالهای گذشته در ماههای خرداد و تیر امسال سررسید شده است ، اما چون جایگزینی نداشته 7 هزار میلیارد ريال به حجم نقدینگی افزوده که باعث 4 درصد رشد نقدینگی شده است و با توجه به اینکه نوبت سررسید بقیه اوراق مشارکتها در ماههای شهریور و بهمن و اسفند است ، مجلس باید سریعا لایحه واگذاری مسئولیت انتشار اوراق مشارکت از مجلس به شورای پول و اعتبار را به تصویب برساند . البته نرخ سود اوراق مشارکت نیز اهمیت خاصی دارد، چراکه نرخ پایین مورد استقبال مردم قرار نخواهد گرفت و اگر نرخ بالا نیز تعیین شود ، به دلیل یکسان سازی نرخ سود در نظام پولی ، تناقض ایجاد می کند. اما آنچه در کنار این اقدامات نباید فراموش شود اصلاح ساختار اقتصادی ، انظباط مالی ، جلوگیری از افزایش کسری بودجه و هدایت نقدینگی به سمت طرحهای مولد است که بعنوان سیاستهای بلند مدت نباید فراموش شود.

 

منابع : روزنامه ابرار اقتصادی

          روزنامه همشهری

         روزنامه جام جم  (   economic@jamejamonline.ir  )

                                                                                                                پروين  قدمی

عصر مدیران

عصر مدیران:

عصر حاضر را عصر مدیران می نامند.عصر مدیران در مقابل عصر سرمایه داری یا عصر سوسیالیسم یا عصر شرکت های فرا ملیتی قرار می گیرد. از این جهت عصر حاضر را عصر مدیران می خوانند که مدیریت امروز با کمک تکنولوژی به عصر نوینی گام گذارده است.این عصر٬عصرتحولات سریع و رخداهای پیش بینی شده است.تحولات درطول یک دهه یا کمتر در عرصۀ الکترونیک و کامپیوتر چهرۀ جهان راتغییر داده است.سرعت سرسام آور این تغییرات روی انسان امروز و جامعۀ او اثر می گذارد٬سیستم عصبی وتمرکز روانی او را زیر فشار قرار می دهد و امر عصیان ها٬اغتشاش ها٬تنش ها٬ناهمخوانی ها را در پی دارد.

مدیریت در دوران تسلط کشاورزی به ندرت با دگرگونی های مهمی روبرو بود.فضای زندگی آن دوره بیش از حد از آرامش برخوردار بود.انقلاب صنعتی٬تحولات شگرفی در عرصۀ کار و شیوۀ زیستی٬تولید انبوه مشارکت مردمی و تمرکز در پی داشت. در پایان این دوره جهان مواجه با پیدایش شرکت های فرا ملیتی است که انحصار تکنولوژی و فن را در دست دارند.

دوران جدید که انقلاب اطلاعاتی و امواج نام گرفته همان زمانی است که از آن به عنوان شگفتیهای سرعت و تحولات نام می بریم.مدیریت در جامعۀ سنتی مبتنی بر آداب٬رسوم و سنن بود و با مذهب رابطۀ تنگاتنگی داشت.مدیریت آن دوره به شیوه های آزمایش شدۀ نیاکانی پای بند بود.کمتر کسی به فکر تغییر این عملکرد بود و در آن دوره مدیران خود در کار مشارکت می کردند و صاحب کار بودند.کالاها علائم پیشه ور راداشت تا او بتواند مشتریان خود را از این طریق حفظ کند.نظام صنعتی در همه جا مستقر بود و آموزش در آن به رسم استادی-شاگردی استمرار داشت . بعدها با پیدایش انقلاب صنعتی اصل سودآوری برسنت اخلاقی چیره شد.این تحولات ابتدا با شهرنشینی رابطه داشت. شهر نشینان گرداگرد اصناف در دامان نظام صنعتی رشد کردند. تلاش مدیر بیشتر صرف امنیت می شد. شهر نشین خواستار صلح و آرامش بود و از نجبا و اشراف که در ایجاد درگیری ها و شوالیه گری های اروپای گذشته سهم داشتند رو گردان بود. به اعتقاد آدام اسمیت نظام صنعتی مبتنی بر مقرراتی بود که تلاش می کرد با کمترین مقدار کار شهر نشینان٬بیشترین محصول واردات را در اختیار آنان قرار دهد و قیمت کالاها رادر شهر تثبیت کند. در پیشه های سنتی بدعت و رقابتی وجود نداشت و یا اگر داشت٬ناچیز بود؛کمتر کسی تلاش می کرد که از طریق تبلیغات بر حجم معاملات خود بیفزاید در پیشه ها و حرفه ها روحیۀ همکاری و تعاون حکم فرما بود. کلیسا و نهادهای مذهبی ضامن اجرایی این مقررات بودند . پیشه در قدیم در فکر تحول و دگرگونی مهم در فنون خویش نبود. از خطر کردن و زیر ورو کردن کار در هراس بود و در نظام کاری٬گذشتۀ مطمئن بیش از آینده ابهام آمیز برای او اهمیت داشت. اما بتدریج بازرگانانی شروع به رشد کردند که از دیکران ماجراجوتر بودند؛آنان در قبال مال اندوزی خطرات را می پذیرفتند و این انگیزه آنان را به حرکت در می آورد. انسان این عصر در پی ارضاهای کنجکاوی و کشف منابع در یک جا نمی ماند و در پی کسب طلا٬اشیا قیمتی و منابع مواد خام و نیروی کار به سرزمین های ناشناخته می رفت.انسان این دوره در جستجوی آرامش نبود میل به ابداع در همۀ زمینه ها به چشم می خورد. فعالیت های جدیدی آغاز شد که هدف آن توسعۀ فعالیتهای اقتصادی ، سوداگری و ساده کردن مقررات بانکی بود .

لازم به یادآوری است که مذهب کاتولیک با ربا وبهره بانکی سازش نداشت . پیدایش مذهب پروتستان شرایط زندگی و تخولات چشم گیری در امور اقتصادی و بانکی بوجود آورد . کار دنیوی و پرداختن به مسائل اقتصادی- اجتماعی با اهمیت تلقی شد . ابتکار و خلاقیت در تولید عقلانی و منطقی به شمار می آمد .طبقه متوسط که در این دوره رشد خود را آغاز کرد با منطق عقلانیت مسلح بود . همه چیز با خرد و تعقل ارزیابی می شد. همه اینها نقطه ی مخالف آداب ، سنن ، عادات گذشته بود .

آخرین سازماندهی عملی کار ، استاودارد کردن امور و تولیدات ، سرو سامان دادن به امور مالی و سیستم اداری از دستاوردهای این دوره است . رقابت که در گذشته در میان انصاف ممنوع بود ، اینک به اصل اساسی تولید و فروش تبدیل شده و بتدریج جای خود را برای بقا به دفاع ، حمله و تعرض داد . در دوران مشهور به رقابت دو موضوع جلب نظر می کند : فرد گرایی و آزاد منشی . چنین روندی نخبگان را دست چین می کند و معتقد به دستگاهی است که خود وضع را اصلاح می کند . به این معنی که تولید بر اساس عرضه و تقاضا در بازار تعادل پیدا کرده و دخالت دولت غیر ضروری تلقی می شود .  لازم به یاد آوری است که اصرار در عدم مداخله دولت در امور اقتصادی جز نظریه های کلاسیک بود . در این فضا انسان از فضای دوره قبیله ای و روحیه جمعی به خوداتکایی می رسد . بنابراین انسان « از بیرون جهت داده شده » دیروز به انسان « از درون جهت داده شده » امروز تغییر مسیر می دهد . اساس این روند تعقل و فردگرایی است که اعنوان قطب نمای درونی عمل می کند . در نتیجه مدیریت از حالت عاطفی  گذشته به مدیریت مبتنی بر تعقل ، خرد ، علم و اطلاع تغییر جهت می دهد .

 

منابع :1- تافلر – الوین . جابجایی در قدرت . ترجمه : شهیندوخت خوارزمی

        2- ابر کرامی- هیل وترنر . فرهنگ جامعه شناسی . ترجمه : حسن پویان

        3- هالبواکن- مورتن . طرح روانشناسی طبقات اجتماعی. ترجمه : محمد علی کاردان

        4- توسعه صنعتی و مدافع آن در ایران . تالیف ک دکتر ابراهیم فیوضات

                                                                                  شهلا امیری

ویروسهای کامپیوتری

ویروسهای کامپیوتری و راههای مقابله با آن :

ویرس چیست : یک برنامه کامپیوتری که مانند ویروسهای بیولوژیکی منحصر به فرد است و قادر به تکثیر شدن . ویروسها می توانند به هر نوع فایلی چسبیده و خود را گسترش دهند و برخی از ویروسها علاوه بر قابلیت تکثیر توانایی آسیب زدن به فایل را دارند ویا اینکه دیسکت سخت ( Hard Disk ) شما را فرمت می کند . ویروسها آنقدر تکثیر می شوند تا رایانه Hang می کند.

انواع ویروسها :

1-        File Virus                                            2-   Boot Sector Virus

3-     Macro Virus                                          4-     Multy Virus      

 

1-   File Virus : معمولا به فایلهایی با پسوند com  و exe حمله می کند و یا اینکه خود را جایگزین این نوع فابلها می کند و قابلیت آلوده ساختن فایل با پسوند ovl ، sys ، DRV و BIN را دارد.

2-   Boot Sector : تا اواسط دهه 1990 شایع ترین نوع ویروس در دنیای سیستم عامل Dos  بوده که از طریق فلاپی منتشر می شود . این ویرمس خود را در سکتور قرار می دهد و زمانی که کامپیوتر جهت خواندن و باز کردن برنامه ها اقدام میکند ویرسها دست به کار می شوند.

3-   Macro Virus : در حال حاضر80 درصد از ویروسها از نوع ماکروها می باشند که علت آن نیز سرعت بالای انتشار این نوع ویروس و نیز مساله امنیت سیستم عامل است . این نوع مختص به سسیستم عامل خاصی نیست و از طریق فلاپی و یا پستهای الکترونی منتشر می شوند . این ویروس با زبان های برنامه نویسی ماکرو نوشته شده و به فایلهای خاص مانند (Document File ) و ( Word, Excel) حمله میکند.

4-   Multy Virus :  دارای خواص ویروسهای فایل و  بوت می باشد .

 

اقدامات برای محافظت از ویروسها :

1- استفاده از نرم افزارهای محافظتی و به روز نگه داشتن آنها : از وجود ضد ویروس برروی سیستم خود اطمینان حاصل نمایید و باید ضد ویروس برای از بین بردن ویرس منظم و به روز باشد .

2- باز نکرده نامه های دریافتی از منابع ناشناس : اگر فرستنده نامه را نمی شناسید در باز کردن نامه دقت کنید.

3- استفاده از Password مناسب : تنها در صورتی دسترسی غریبه ها محدود می شود که حدس زدن آن به سادگی امکان پذیر نباشد . کلمه عبور ( Password )  خود را به دیگران نگویید و حداقل شامل 8 حرف بوده و حتی الامکان کلمه ای بی معنی باشد .

 

 

 

 

  الهه سالاری فر  

 

مدیریت و آموزش

مدیریت و آموزش:

  آموزش نقش تعیین کنندهای در یک مدیریت خلاق دارد."کنفوسیوس" فیلسوف و حکیم چینی احکامی در زمینۀ مدیریت ارائه میدهد.که یادآوری آن به جاست؛او میگوید:«اگر مایلید تغذیه یکسال خود را تأمین کنید گندم بکارید٬اگر ده سال رفاه میخواهید درخت بکارید٬اگر در پی رفاه و آسایش یک قرن هستید به آموزش توجه کنید».مردم ژاپن این اندرز را با استفاده از سنت و آداب خود در کار روزانه بکار گرفته اند.آلفرد مارشال پرورش نیروی انسانی را با ارزش ترین نوع سرمایه گذاری به شمار می آورد و معتقد است که تربیت یک صنعت کار یا مخترع می تواند هزینۀ آموزش و پرورش یک شهر را جبران کند.به نظر او« هیچ اسرافی بالاتر از این نیست که نابغه ای را که در خانواده های کم در آمد بزرگ می شود به کار کم اهمیتی مشغول کنیم».شرایطی که امروز به کشورهای در حال توسعه تحمیل شده و خود نیز در ایجاد آن شرایط تا حدودی سهیم هستند در نوع خود تکان دهنده است؛این کشورها به شدت نیازمند نیروی متخصص٬کارا٬ابداع کننده هستند؛اما ازآنجا که پیش از هر چیز در پی ارضای نیازهای اولیه هستند و در عین حال گروه واسطه گر و خلاق در مراکز تصمیم گیری قرار دارند کمتر می توانند به فضای علمی-پژوهشی بپردازند٬در نتیجه نخبگان و بزرگان این کشورها خود بخود جذب بازار صنعتی کشورهای پیشرفته می شوند و به قول" گونار مردال"فرار مغزها امکان پیدا می کند. در اینجاست که کمک وارونه مردم فقیر به ثروتمند شکل می گیرد.نگهداری و ایجاد فضای مناسب برای این نیروی انسانی که بزرگترین ذخیره در نوآوری علمی است که بزرگترین ذخیره در نوآوری علمی است ٬ از اهمیت ویژای برخوردار است و هر مدیر مسئولی نمی تواند آنی از این فکر غافل بماند.

 

مدیریت و انگیزش در کار:

انگیزه در کار وسیلۀ به حرکت در آوردن شخص است.آدمی بدون انگیزه نمیتواند کاری را به پایان برساند و هدفی را دنبال کند.انگیزه٬قدرت ابداع بالقوه و نهفته در فرد را به فعالیت می رساند.توجه و بکار گرفتن انگیزه ساده ترین و پیچیده ترین وظیفۀ مدیریت است.انگیزش نوعی تنش درونی است و بکارگیری آن تنش را کاهش می دهد.مازلو برای نیازهای انسانی٬ سلسله مراتب یا نردبانی قائل است که بر مبنای آن هر گاه نیاز سطح پایین ارضا شود٬نیازهای سطح بعدی فعال می شود. بدین ترتیب نیازها در افراد در حال تغییر و تحول هستند.در پی ارضای نیازهای فیزیولوژیک در انسان نیازهای ایمنی و پس از نیاز مقبولیت اجتماعی فعال می شوند بیشتر محققان توافق دارند یکی از نیازهایی که ما بخاطر آن تلاش میکنیم عبارت از این است که «خودمان باشیم» یعنی فردی باشیم که شایستگی بودن آن را داریم.انگیزه داشتن در کار باعث می شود که پر کاری و علاقه مندی در کار به شکل عادت روزانه درآید.این ویژگی در مدیریت صنعتی ژاپن به وضوح قابل مشاهده است.مدیریت مذکور موفق شده است تا جوان کاری را در قشرها و گروه های مردم ان کشور بالا ببرد و با القای این احساس که کار اجتماعی جنبۀ شخصی و خانوادگی دارد٬دلبستگی نزدیکی در آنان نسبت به کار بوجود آورد.این هنرمندی در کار مدیریت باعث شده که توسعه به سبک و سیاق ژاپن در جهان مورد توجه و اقبال قرار گیرد.

 

                                                                                                                             شهلا  امیری

 

 

منبع:مبانی مدیریت-ترجمۀ داوود مدنی

جامعۀ روستایی و نیازهای آن-فرامرز رفیع پور-جلد دوم

توسعه صنعتی و موانع آن در ایران-دکتر ابراهیم فیوضات

بانک های اطلاعاتی

بانک های اطلاعاتی و چگونگی ارتباط با آنها

افراد هر روز بدون اینکه خود متوجه باشند از بانک های اطلاعاتی استفاده می کنند؛یک دفترچه تلفن یک بانک اطلاعاتی است.

یکی از مهم ترین اهداف استفاده از رایانه در نهادهای دولتی یا شرکتهای بزرگ تجاری٬ مدیریت ونگهداری بانکهای اطلاعاتی آن ادارات توسط سامانه های روش دار است. بانک ها ٬ ادارات٬گذرنامه٬ثبت احوال٬بدون داشتن بانک های اطلاعاتی کامپیوتری و مکانیزه به کندی عمل خواهند کرد.تمام کارها٬داده هایی دارند و این امر مستلزم داشتن یک روش یا مکانیزم سازمان یافته ای برای نگهداشت داده هاست. این مکانیزم به عنوان سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی یا  (database management system)شناخته شده است.

سیستم های مدیریت بانک اطلاعاتی سالهاست که مطرح هستند و بسیاری از آنها کار خود را بصورت flat file system در رایانه های بزرگ(Main frame) آغاز نموده اند. با وجود فناوری های امروزی کاربرد سیستم های مدیریت بانک اطلاعاتی در جهان آغاز شده و دلایل این امر کارهای اداری و تجاری روبه رشد٬حجم بالای داده های مجتمع و البته فناوری اینترنت است.

موج نوین مدیریت اطلاعات از طریق کاربرد سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی که از طریقDBMSهای قدیمی مشتق شده انجام می شود.

فناوری های بانک اطلاعاتی رابطهای وclient-server ترکیب هایی هستند که در کارهای اداری و تجاری جاری برای مدیریت موفق داده ها و باقی ماندن در بازارهای مربوطه مورد استفاده قرار می گیرند.

 

بانک اطلاعاتی رابطه ای:بانک اطلاعاتی است که به واحدهای منطقی کوچکتری بنام جدول تقسیم شده و در آن جداول با یکدیگر مرتبط هستند.هر بانک اطلاعاتی رابطه ای٬امکان تجزیه داده ها به واحدهای منطقی کوچکتری که به شکل بهتری قابل مدیریت هستند را فراهم می کند و در نتیجه نگهداشت آنها آسانتر می شود٬این امر همچنین بهبود بانک اطلاعاتی را مطابق با سطح سازمانی فراهم می کند.در واقع هر جدول اصلی ترین روش ذخیره سازی در یک بانک اطلاعاتی است.

 

فناوریclient-server:صنعت رایانه در گذشته عمدتاً تحت الشعاع رایانه های بزرگ بود؛مجموعه های بزرگ قدرتمندی که هم قابلیت ذخیره سازی حجم بالایی از داده ها را داشتند و هم قابلیت بالایی در پردازش داده ها . کاربران از طریق ترمینال(پایانه)های گنگ با رایانه های بزرگ ارتباط برقرار میکردند ٬ترمینالهایی که به تنهایی قادر به تصمیم گیری نبودند و تنها برCPU وحافظه های رایانه ای بزرگ تکیه داشتند٬هر ترمینال خط دادهای داشت که به رایانه بزرگ متصل بود.

در این مجموعه رایانه اصلی که   serverنامیده می شود از طریق یک شبکه  یعنی شبکه محلیLANیا یک شبکه گستردهWANقابل دستیابی است.

عموماً امروزه به جای ترمینال های گنگ بوسیلۀ رایانه های شخصیPCمورد دستیابی قرار می گیرند.روی آوردن به client-serverبرای برخی از شرکت ها سودآور بود.

 

                                                                                 سميرا بهاری     منبع:ماهنامۀ دانشمند

جایگاه مدیریت در نهج البلاغه

جایگاه مدیریت در نهج البلاغه

بشر بعد از عبور دوران ابتدایی به مباحثی از قبیل منشأ حکومت با مردم و تقسیم کار میان طبقات مختلف و سازمان های اجتماعی و شیوه همکاری دسته جمعی توجه کرده است و به راه حل هایی دست یافته است که پایه و اساس مدیریت است.گرچه امروز علم مدیریت بسیار گسترش یافته است و به شاخه های مختلفی تقسیم شده است٬اما متون دینی ما دربارۀ الگوهای مدیریتی در پی آن است که به بررسی اخلاق مدیریتی و شیوه های آن از دیدگاه امام علی(ع)بپردازد.

الف:اخلاق مدیریتی:مدیر علاوه بر دانش و مهارت باید از اخلاق مدیریتی نیز برخوردار باشد.امام علی(ع)به مدیران خویش یاداوری می کند که آنان خدمت گزاران مردم هستند و باید دارای صفت های اخلاقی ذیل باشند:

1-  لطف و محبت : اصل اساسی اخلاق مدیریتی٬لطف و محبت نسبت به همۀ اقشار مردم است٬حتی سخت گیری نسبت به مخالفین فکریش را نمی پسندد و استاندارانش می خواهد که حقوق اساسی همۀ اقشار را تأمین کنند و در برابر مردم فروتن و متواضع باشند.

2-  صبر و پایداری : امام مدیران را به صبر در برابر مشکلات و بردباری در برابر خطاهای مردم دعوت می کند و از آنان می خواهد که در هیچ کاری با عجله و شتاب تصمیم نگیرید.   حتی در مجازات خطاکاران ٬البته این صبر و بردباری به معنی سستی در انجام وظایف نیست.

۳-  چشم پوشی و گذشت : مدیران باید خطاها و لغزش های مردم را نادیده بگیرند و آنان را مورد عفو قرار دهند.امام علی(ع)٬ بد ترین افراد را کسی می داند که عیوب مردم را جستجو می کند وآنان را افشاء می نماید.

۴-  صراحت و قاطعیت : مدیران باید در مواقع حساس به صراحت تصمیم بگیرند و با قاطعیت آن را اجرا کنند.البته اصل اساسی مدارا و گذشت است٬اما در اجرای قانون و ایجاد عدالت باید با قاطعیت اقدام کرد و خیانتکاران را مجازات نمود تا دیگر کسی به حقوق مردم ستم نکند.

۵-  مستبد نبودن : البته صراحت و قاطعیت نباید منجر به استبداد شوم شود.امام علی(ع)استبداد را بلای بزرگی می شمارد که موجب فساد در دل و سستی در دین و سبب ایجاد حوادث سخت برای حکومت می شود.

۶-  مشورت کردن : امام علی(ع) به جای استبداد در رأی از حاکمان و مردم می خواهد که با یکدیگر مشورت کنند و از عقل همدیگر یاری بگیرند.

ب:نظام مدیریتی امام علی(ع): امام علی(ع)بر اساس نیازهای جامعه و به قصد اصلاح امور مردم و پیشرفت کارهای اجتماعی و رفاه اجتماعی٬عمومی نظام مدیریتی دقیقی را برنامه ریزی می کند تا استاندارانش با توجه به طبقات مردم و نیازهای آن بتوانند به ادارۀ جامعه بپردازند .

ج:شیوه های و روش های مدیریتی : روش های برجسته امام علی(ع) را چنین می توان خلاصه کرد:

1-  نظم و برنامه ریزی:امام علی(ع)بعد از سفارش به تقوای الهی به نظم در کارهای اجتماعی تأکید می کند و خودش نیز الگوی نظم و انضباط است.

2-  رعایت قانون و اجرای عدالت:امام علی(ع) به رعایت قانون الهی و سنت های پسندیده رایج تأکید می کند و با همۀ مردم به انصاف و عدالت رفتار کند.

3-    مسئولیت دادن به دیگران:بهترین روش های مدیریتی تعیین مسئولیت وظایف است تا بتوان افراد را مؤاخذه کرد.

4-  تقویت انگیزه ها:او خلافت را به قصد خدمت به مردم و اصلاح امور اجتماعی پذیرفته است و به استاندارانش توصیه می کند که حکومت را طعمه و خذا ندانند٬بلکه آن را وسیله ای برای خدمت به مردم قرار دهند.البته او از حقوق مادی مدیران غافل نیست.عادله  محجوب – نفيسه  آرمند

 

منبع : مقالۀ جلیل مسعودی فرد- استادیار دانشگاه پیام نور قوچان

مدیریت زمان

Time Management

The object of time management is to get more out of and enhance the quality of your life.  Time management is one of the most important tools that we use to fulfill our life goals.

Time is the "stuff of life".  We can not buy or trade time.  In order to create the life we want we must master our own time.  We must create a script to follow and hold our self accountable for playing our part.  The object of time management is to get the most out of life

In order to be successful we must learn the difference between activity and accomplishment.

Tycoons and paupers have the same of twenty-four hours in their day that you and I do, no more no less.  It is what we do with our time that really matters.   We often feel "so busy that we can't get the things we need to do done, but it is really a matter of planning and priority.  We feel that there are already too many demands on our time.  Every one has had the felling that their life was compressing and that there was no way to do of all the things that need to get done.  When we feel that events are spinning out of control we must step back and focus on one event and then another.  Once we focus even on one event we stop the feeling of total loss of control.  We then move on to the next event with a little more confidence, the list is getting shorter.  The randomness of the events can be eliminated by focusing on one element one at a time.

مديريت زمان

موضوعی که در مديريت زمان مطرح شده است افزايش و ارتقاء سطح کيفی زندگي شماست. مديريت زمان يکي از مهمترين ابزاری است که جهت استفاده از آن برای زندگي بهتر و رسيدن به اهداف ، کاربرد دارد .

زمان "مادهء زندگي " است . ما نمي توانيم آنرا بخريم يا تجارت کنيم. برای داشتن يک زندگي خوب بايد زمان در دسترس خودمان را جدی بگيريم . ما بايد طرحي (نقشه) از زمان بسازيم و آنرا جهت حسابهای شخصي برای اجرای نقشه هايمان ، نگهداری کنيم.موضوع اصلي مديريت زمان در زندگي هدر ندادن آن است.

بر طبق اصول موفقيّت ، ما بايد ياد بگيريم تفاوت ميان فعاليّت و هنر انجام آن.

. تايکون و پوپيرس هردو در يک شبانه روز 24 ساعت زمان داشتند ، نه کمتر و نه بيشتر. آنها بررسي کردند کارهايي راکه واقعاُ در اين زمان انجام مي دهند،(ما هم اين کار را ميکنيم) ما اغلب احساس مي کنيم که زمان براي چيزهايی که نياز به انجام آن داريم ، نداريم. اما در واقع اين مادهء برنامه ريزي و داشتن حس برترس است.ما احساس مي کنيم اينهاقبلاُ همان دامنه هاي بسيار زمان هستند.هر کس که در زندگي خود احساس فشار(روحي، مالي ، ...)مي کند و راهی برای انجام کارهای مورد نيازش نمي يآبد دچار سرخوردگی مي شود.وقتيکه ما احساس مي کنيم کنترل اوضاع از دستمان خارج شده است ، در ان موقع بايد کارهای انجام شده را بررسي کرده و نقاط ضعف و قوت آنرا سنجيده و بررسي کنيم.اول روی عاملي که سبب از دست دادن کنترل اوضاع شده است توّجه مي کنيم. ما سپس اتفاقات بعدی که کمتر باعث کاهش اطمينان شده اند را بررسي مي کنيم،حال ليست تهيّه شده کوتاهتر مي شود. در نهايت انتخاب اتفاقي موارد خذف کند بوسيله دقت بر روی يک عنصر در يک زمان مشخص .

منبع : مديريت آن لاين

ترجمه و ويرايش : امين کرمي متين