ایگنوبل مدیریت: کارایی بهینه مدیریت شانسی
جایزه سالانه ایگنوبل که یک هفته قبل از معرفی برندگان جایزه نوبل معرفی میشود، توسط بنیاد ایمپروببل ریسرچ پایهگذاری شده و هدف از آن، توجه به تحقیقاتی است که شاید در نگاه اول شما را به خنده بیاندازد، اما در پس این خنده تفکر عمیقی نهفته که ارزش واقعی این تحقیقات را مشخص میکند.گروه فورت دتریک و دیگر برندگان برای اولین بار در تاریخ ایگنوبل برنده یک جایزه نقدی هم شدند: در رقابت با 1.3 میلیون دلار امریکا که به برندگان جایزه نوبل داده میشود، به هر برنده این جایزه 10 تریلیون دلار! تعلق گرفت، ولی متاسفانه این بنیاد به جای دلار امریکا، دلار زیمبابوه در اختیار داشت!!!
آلساندرو پلوچینو، آندرئا راپیساردا و سزار گارافالو از دانشگاه کاتانیای ایتالیا، نگاه تازهای به اصل پیتر انداختند. این سه نفر با استفاده از نظریه بازیها نشان دادند که بهترین راه برای ارتقای بازدهی یک سازمان، این است که یا هر بار به طور تصادفی به یک نفر از کارمندان ارتقای رتبه داده شود، و یا به طور تصادفی به بهترین و بدترین اعضا ارتقا داده شود. و این یعنی اینکه برای ارتقا نیازی به داشتن شایستگی نیست!
اصل پیتر که موضوع کتابی محبوب در سال 1969 / 1348 بود، بیان میدارد که در یک نظام سلسله مراتبی، هر کارمندی به طور مداوم ارتقای شغل میگیرد تا اینکه بالاخره به جایی میرسد که لیاقت آن را ندارد! نکته جالبتر اینجاست که در این رتبه به طور نامحدود باقی میماند.(به بیان دیگر هر کس در سازمان تا حد بی لیاقتیش پیشرفت می کند!)
گروه راپیساردا برای این مشکل راهحل عجیبی یافتند؛ ارتقای تصادفی کارمندان. با خلق مدلهای کامپیوتری از سازمانی با 160 نفر کارمند، آنها دریافتند که چنین سیستمی میتواند کارایی بالاتری به نسبت سیستمی داشته باشد که در آن افراد بر حسب شایستگیهای خود ارتقای مقام میگیرند. حتی ارتقای متناوب بهترین و بدترین کارمندان نیز از مدل استاندارد ارتقا بر حسب شایستگی بهتر بود.
به گفته راپیساردا، دلیل این امر این است که نمیتوانید بگویید که چون افراد در کار قبلی خود خوب بودهاند، پس در شغل فعلی نیز خوب خواهند بود؛ در نتیجه ارتقای تصادفی در عمل بازدهی کلی را بهبود میبخشد: «ایده این است که اگر کسی واقعا خوب کار میکند، بهتر این است که جابجا نشود! به او پاداش بدهید، ولی او را در جای خود نگاه دارید. کسی که یک دکتر خوب است، شاید یک رئیس خوب برای بیمارستان نباشد».
اصل پیتر که موضوع کتابی محبوب در سال 1969 / 1348 بود، بیان میدارد که در یک نظام سلسله مراتبی، هر کارمندی به طور مداوم ارتقای شغل میگیرد تا اینکه بالاخره به جایی میرسد که لیاقت آن را ندارد! نکته جالبتر اینجاست که در این رتبه به طور نامحدود باقی میماند.(به بیان دیگر هر کس در سازمان تا حد بی لیاقتیش پیشرفت می کند!)
گروه راپیساردا برای این مشکل راهحل عجیبی یافتند؛ ارتقای تصادفی کارمندان. با خلق مدلهای کامپیوتری از سازمانی با 160 نفر کارمند، آنها دریافتند که چنین سیستمی میتواند کارایی بالاتری به نسبت سیستمی داشته باشد که در آن افراد بر حسب شایستگیهای خود ارتقای مقام میگیرند. حتی ارتقای متناوب بهترین و بدترین کارمندان نیز از مدل استاندارد ارتقا بر حسب شایستگی بهتر بود.
به گفته راپیساردا، دلیل این امر این است که نمیتوانید بگویید که چون افراد در کار قبلی خود خوب بودهاند، پس در شغل فعلی نیز خوب خواهند بود؛ در نتیجه ارتقای تصادفی در عمل بازدهی کلی را بهبود میبخشد: «ایده این است که اگر کسی واقعا خوب کار میکند، بهتر این است که جابجا نشود! به او پاداش بدهید، ولی او را در جای خود نگاه دارید. کسی که یک دکتر خوب است، شاید یک رئیس خوب برای بیمارستان نباشد».
منبع تابناک زمان انتشار : شب یلدا !
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر ۱۳۸۹ ساعت 15:57 توسط مسعود نیک روش
|
انجمن علمی مدیریت بازرگانی. استفاده از مطالب وبلاگ با یا بدون ذکر آدرس وبلاگ بلامانع می باشد.