روابط اقتصادی ایران و چین

رابطه اقتصادی ایران با چین به سالیان قبل باز می گردد؛ اما پس از انقلاب از 15 سال قبل وارد مرحله خاصی در زمینه تجارت . مبادلات بازرگانی با چین شده است. روابط اقتصادی طرفین نشأت گرفته از تمایل وتوافق مسئولان دو کشور است که اراده آنها در توسعه کار معطوف است.

رقم مبادلات ایران و چین از 200 میلیون دلار در سال 1990 به حدود 10 میلیارد دلار در سال گذشته میلادی رسیده است که این نشانگر تمایل طرفین به افزایش حجم مبادلات و روابط مستحکم اقتصادی است و در سال 84 به طوری تقریبی از مرز 10 میلیارد دلار گذشته که این از نظر حجم مبادلات بسیار بالا و به عبارتی معجزه آساست.

خوشبختانه چین یکی از نادر کشورهایی است که سهم مادر تراز تجاری با آن مثبت است. ایران بین 60 تا 62 درصد از این حجم مبادلات ما با دنیا بسیار ارزنده است. چین با این حجم مبادله کمکم به بزرگترین شریک تجاری ایران در سطح بین المللی تبدیل می شود. به طوری که امیدواری زیادی هست که تا پایان برنامه پنج ساله چهارم از مرز 12 میلیارد دلار هم عبور کند. در سال 2005 در 11 ماه مبادله حجم معاملات از 9 میلیارد و 300 میلیون دلار گذشت و سهم ما در این میان بیش از 68% بود.

قسمت اعظم فروش ما به چینی ها انرژی است یعنی نفت و محصولات پتروشیمی علاوه بر این ، محصولات سنتی ، سنگ های ساختمانی ، انواع محصولات معدنی غیر از مصالح ساختمانی و... تنوع آن زیاد است . این 10 میلیارد دلار آنقدر زیاد است که نمی توان روی اقلام خاصی انگشت گذاشت و می توان گفت همه چیز هست. اما از ایم میان 250 کالای صادراتی سهم انرژی بیش تر از بقیه است . و اما واردات ... حجم قابل ملاحظه ای از واردات پس از ماشین آلات ، محصولات مصرفی خانگی ، کالاهای مصرفی نظیر نساجی و کفش است. همچنین در طرحهای عمرانی مانند طرح راه آهن زیر زمینی ، طرح اسکله ، اتوبان شمال و ...

 

تولید ارزان ، فروش ارزان

کشور چین به صنایعش کمک فراوانی می کند و همین کمک ها باعث می شود تولیدات بسیار ارزانتر به دست مصرف کننده برسد . کشوری که توانسته ظرف 15 سال میزان صادراتش را از 2 یا 3 میلیارد دلار به 500 میلیارد دلار برساند چه کار کرده؟

فقط ارزان تولید کرده و ارزان فروخته و این به دلیل کمک های بی شائبه ای است که دولت چین به تولید کننده هایش می کند. بهره بسیار ارزانی که برای صادر کنندگان محصولات تولیدی و صنعتی وجود دارد. در آنجا بهره بین 4 تا 6 %  است. در حالی که در ایران نرخ بهره دو رقمی بین 12 تا 16 درصد است ، زمین برای ایجاد کارخانه در چین مجانی است در حالی که برای ایجاد کارخانه در ایران قیمت زمین بسیار گران است.

در چین تولید کننده ظرف یک ماه 80 %  پروژه را از طریق دوست تأمین می کنند و از دولت وام مناسبی می گیرد. این حمایت باعث شده است علاوه بر اروپا ، آمریکا ، آسیا و حتی آفریقا هم از ارزان فروختن چین رنج ببرند. پس تنها راهکار چینی ها برای موفقیت ارزان تمام شدن و ارزان فروختن است.

به همین خاطر مسئولان وزارت صنایع باید هیأتی تحقیقاتی به چین روانه کنند الگوبرداری مناسبی از روند رشد اقتصادی در چین به دست آورند، به این وسیله می توانیم قسمتی از راه را برویم. بهترین الگو برای ما خاور است ، چین ، تایوان، مالزی ، و حتی کره جنوبی؛ اما چین در رأس آنها است. این کشورها با حمایت دولتشان به تولید ارزان دست یافته اند؛ اما متأسفانه در ایران تولید کننده برای یک آب و برق و گاز باید چند ماه دوندگی کند. تا آن هم آیا بشود آیا نشود. اما در همین خاور دور که تا چند دهه پیش پشت سر ما قرار داشتند ، ظرف یک هفته امتیاز آب و برق و گاز آماده است.

در قرن 21 در چشم انداز 20 ساله کشورمان این ضعف ها صنعت کشور را آزار خواهد داد و فریاد کارگاه های کوچک بر آمده است. باید آنها را کمک کرد چگونه می توانیم در کارگاههای بزرگ کفش ما 100 کارگر مشغول به کار ند که می توانند 50 هزار کفش تولید کنند؛ اما یک کارگاه چینی با 5هزار کارگر 5میلیون کفش تولید می کند ما چگونه می توانیم با آنها رقابت کنیم . پس باید بیاموزیم و حداقل در پیش بینی برنامه های آینده مان از آنها الگو برداری کنیم. دنیا هم حیران همین است.

چین الان سومین اقتصاد در دنیا را دارد. پس از ژاپن و امریکا و چین در دنیا مطرح است. اما همین چین امروز ادعا می کنند ظرف 10 سال آینده بزرگ ترین اقتصاد دنیا را خواهد داشت البته طبق برنامه ریزی های دولتمردان چین ، تا 3 سال آینده حجم مبادلات این کشوراز 1500 میلیارد دلار هم فراتر خواهد رفت که اگر این رقم برسد در دنیا بزرگترین خواهد شد.

 

کیفیت کالاهای چینی

از حدود 200 قلم کالایی که از چین به صورت قانونی وارد کشور می شود ، بعضی از شرایط استاندارد را ندارند. در سال 1383 امریکایی ها بیش از 250 میلیارد دلار محصول چینی خریدند که قیمت این محصولات 30 تا 40 % قیمت تمام شده محصولات مشابه داخل امریکا بود. جز امریکا کشورهایی اروپایی هم به بازار مصرف کالاهای چینی تبدیل شدند.

چین هم کالای با کیفیت بالا و هم با کیفیت پایین اما دارای استاندارد تولید می کند. بستگی به خریدار دارد که کدام را بخواهد. مثلاَ در امریکا هر دو نوع کالا وارد می شود ، هم با کیفیت بالا هم با کیفیت پایین. کالاهای غیر استانداردی که از امریکا به چین مسترد می شود ، از طریق قاچاق به امریکای لاتین می رود.

در کل 15 تا 20 درصد کالاهای وارداتی به ایران کیفیت پایین دارد؛ اما با توجه به سهم 10 میلیارد دلاری مبادلات حدود 500 میلیون دلار کالای کم کیفیت است که در مقابل این رقم نمی توان زیاد سختگیری کرد . چرا که در صورت سختگیری روابط استراتژیک و بین المللی تجاری ما با چین زیر سؤال میرود. پس باید به خیلی از مسائل دقت کنیم. مثلاَ در چین بهره 6% است و مزد کارگر یک دلار ، اما کارگر در ایران 8 ساعت کار می کند با دستمزد 5/4 دلار . ما قبول داریم که قشر کارگر شریف و مظلوم ، اما چینی ها بیشتر به کارگر فشار می آورند یعنی مزایا را برای آنها مهیا کرده اند، کار هم می خواهند. برای بازدهی بیشتر ، واحدهای مسکونی در کنار کارگاه ساخته شده و در اختیار کارگران قرار گرفته است. بنابراین زودتر به کارگاه می رسند ، کار زودتر آغاز مشود ، علاوه بر آن هزینه راه هم ندارند. بنابراین بهتر از کارگاه ایرانی تا محل کارش که 2 ساعت در راه بوده کار می کند.

 

ادامه دارد ....

 

منبع : روزنامه جام جم

استخراج:سیده پروین قدمی